Level 2
Level 1

موفقیت


65 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
شکست می‌خوریم
از یک جهت حتی می‌توان گفت که ما با شکل‌گرفتن عادات است که
هیچ دستور یا زورگویی نمی‌شنوند
وقتی مردم با نیازهای ما در ارتباط باشند
حتی اگر همه چیز را ببری
برنده شدن همه چیز نیست
در درون ببازد
حماقت بزرگی است که آدمی برای برنده شدن در بیرون
دیگران چه می‌شنوند
مهم نیست شما چه می‌گویید، مهم این است که
ولی به تو مطالب زیادی درمورد او گوشزد می‌کند
قضاوت فرد دیگر درمورد تو اطلاعات کمی را درمورد خودت آشکار کند
چه تصمیم‌های روزانه را که نقش بر آب کرد
خواب
وصله‌ی ابدیِ یک کار ناتمام
هیچ‌چیز به اندازه‌ی این آدمی را خسته و فرسوده نمی‌کند
شروع به برداشتن سنگ‌ریزه‌ها کرد
مردی که کوه را از میان برداشت کسی بود که
با خود مسأله خو گرفتیم و با اون هویت می‌گیریم
بعضی از ما به‌جای اینکه با حل مسأله خو بگیریم
می‌رویم دانشگاه برای خودمون پیشوند بخریم. تا هویت بسازیم برای خودمون
ما برای اینکه هویت نداریم هی دنبال هویت از مکان‌های خارجی می‌گردیم
که ما نتوانسته‌ایم مسئله‌ی رُخ‌داده را درست تحلیل کنیم
رنج تنها زمانی رُخ می‌دهد
نه رابطه‌ها
کاش ذائقه‌ها جهان‌اولی شن
در هدف‌هامون غرق می‌شیم
ما خیلی وقتا
پختگی زمانی است که ضعف‌های خودش را هم می‌پذیرد و می‌بخشد
بلوغ کودک زمانی آغاز می‌شود که می‌فهمد افراد بالغ کامل نیستند. بالغ‌شدنش زمانی به کمال می‌رسد که افراد بالغ دیگر را با وجود کامل‌نبودن و ضعف‌هایشان می‌بخشد
ببینید کدام کارها و عادت‌ها در زندگی‌شان تثبیت شده که شما می‌دانید درست است، اما رغبت یا اراده‌ی انجام آن کارها را ندارید
وقتی به انسان‌های موفق نگاه می‌کنید، دنبال کلیدهای پنهان و اسرار رازآلود برای موفقیت‌شان نگردید
پارچه‌های کهنه و بی‌خاصیت قدیمی را نگه می‌دارد و چیزهای مفید را دور می‌ریزد
گاهی اوقات فکر می‌کنم حافظه‌ی ما اخلاق مادربزرگ‌ها را دارد
و تقلیدکردن از خود، گاهی می‌تواند از تقلید از دیگران خطرناک‌تر باشد
موفقیت، وضعیت خطرناکی‌ست. چون انسان موفق، به تقلیدکردن از خودش می‌پردازد
با هیچ کار دیگری تلف نکنید
لحظاتی را که می‌توانید کودکانه زندگی کنید
لازم است که قدم‌های کوچک‌تر برداریم
برای رسیدن به هدف‌های دورتر
به عنوان بالا و پایین رفتن و پریدن از شاخه‌ای به شاخه‌ی دیگر در یک جنگل درنظر بگیریم
منطقی است مسیر شغلی را به جای بالا رفتن از یک نردبان
و قاطعانه فکر روز بعد را از سرش بیرون کند، اصلاً آن را نمی‌بیند. ایمان رویش را از ابدیت برمی‌گرداند، دقیقاً با این هدف که آن را امروز ازآنِ خود سازد
کسی که در قایق پارو می‌زند پشتش به طرف هدفی‌ست که به سوی آن می‌رود. فرداهای ما نیز چنین است. وقتی که کسی کاملاً غرق امروز باشد
با مشت یا کتاب
بچه در سن ۷ یا ۸ سالگی تصمیمش را گرفته است و یکی از دو راه‌حل مشکلات را انتخاب کرده است
شما را مجبور به احساس حقارت کند
هیچ‌کس نمی‌تواند بدون رضایت شما
در برابر چیزی که می‌خواهیم باشیم، قربانی کنیم
خیلی مهم است که بتوانیم در هر لحظه‌ای که لازم است، چیزی را که هستیم
نگاهی که مغز آن‌ها را مانند شعله‌ای می‌بیند که باید برافروخته شود
دو نگاه مختلف برای تربیت نوجوانان وجود دارد: نگاهی که مغز آن‌ها را مانند مخزنی می‌بیند که باید پر شود
هیج چیز خوشنودش نخواهد کرد
کسی که از اندک خویش خوشنود نباشد
اما پس‌فردا زیباست
امروز سخت است و فردا سخت‌تر
باید یک مشکل اجتماعی بزرگ پیدا کند و به راه حل آن فکر کند
کسی که می‌خواهد یک شرکت بزرگ خلق کند
اما مشکل این است که کمتر کسی را دیده‌ام که بداند از زندگی چه می‌خواهد
هر کسی به من بگوید از زندگی چه می‌خواهد می‌توانم به او بیاموزم که چگونه آن را به دست آورد
او را به همه‌ی آرزوهایش می‌رساند
خداوند وقتی می‌خواهد کسی را فاسد سازد
دیگری رسیدن به آرزو
زندگانی را تنها دو تراژدی است: یکی نرسیدن به آرزو
این اشتباهات از منطقی‌بودن انسان ریشه می‌گیرند
اشتباهات مهلک زندگی از غیرمعقول‌بودن انسان ناشی نمی‌شود؛ یک لحظه‌ی غیرمعقول شاید والاترین لحظه‌ی زندگی فرد باشد
اینجاست که ذهنت به جسمت یادآوری می‌کند که حاکم من هستم نه تو
تمام زندگی در لحظه‌ای نهفته است که در عین خستگی یک گام بیشتر برمی‌داری
اما تلاش برای حفظ همزمان خدا و خرما، عموماً از ما مشرکانی گرسنه ساخته است
دروازه‌های زیادی از جنس مرگ در زندگی هست که اگر جرأت کنیم از آن‌ها عبور کنیم، بهشت آرامش و رضایت و موفقیت را تجربه خواهیم کرد
و تلخ‌ترین ناامیدی، ناامیدی به دلیل تلخی نیشخند آنان
بیهوده‌ترین امید، امید به صدای تشویق دیگران است
آنچه مانع دستیابی انسان‌ها به رؤیاهایشان است، عدم تمایل به پرداخت هزینه‌ها، یا اصرار به پرداخت هزینه‌های جایگزین است
به دست آوردن هر چیزی، ممکن است. به شرطی که حاضر باشی هزینه‌اش را بدهی
باید بتونی از حق خودت دفاع کنی
داشتن حق پشت میز مذاکره کافی نیست
صبر کردن بیش از حد و امید بیهوده به ساده‌ترشدن، آن‌ها را تا این حد سخت و دشوار کرده است
همه‌ی کارهای سخت، زمانی ساده بوده‌اند و همه‌ی تصمیم‌های دشوار، زمانی ساده بوده‌اند
اول با بعدش کنار بیا
اگه می‌خوای کاری رو شروع بکنی
و مثبت‌گرایی عدم واقع‌بینی
این باور را به ما آموخته‌اند که منفی‌گرایی واقع‌بینی است
باید ترس از اشتباه را کنار بگذاریم
برای یک زندگی خلاق
برای جنبه‌های معینی از خویشتن است که می‌خواهید آن را دگرگون سازید
عبارت‌های تأکیدی مانند تجویز دارو
وقتی زندگی‌تان را ساده می‌سازید، قوانین کائنات نیز ساده‌تر خواهند بود
با اطمیمنان در مسیر رؤیایتان به پیش بروید! حیاتی را که مجسم کرده‌اید زندگی کنید
وجد قامت برافراشتن، و احساس آسودگی از حرکت استخوان‌های تن
سلامت یعنی احساس وجدی سوزان
و در این روند سودجُستن، اندازه‌نگه‌داشتن تعیین‌کننده است. اگر اندازه نگه نداریم سود به زیان بدل می‌شود و حق به ناحق می‌رسد
حق‌داشتن به تنهایی کافی نیست. سودجُستن از حق اساسی‌ست
که بعد از رسیدن به نقطهٔ محدودیت انجام می‌دهید
رشد واقعی با تکرارهایی اتفاق میفتد
باید ابتدا در تحمل چیزهایی که از آن‌ها نفرت داری صبور باشی
برای رسیدن به چیزی که عاشقانه دوستش داری
لحظه‌یی که کمتر از هر وقت دیگر انتظارش را دارید، ماهی به قلاب‌تان خواهد افتاد
بگذارید قلابتان همواره در رودخانه باشد
وقتی بیاموزیم خودمان باشیم و بگذاریم راه طبیعی خودمان بگشاید، ماهیت نبوغ ویژه‌مان را کشف خواهیم کرد
وقتی از تلاش برای همرنگی با الگوهای خودمان یا دیگران دست بکشیم
چیزی وحشتناک: دیگر نمی‌توانید کسی را ملامت کنید
اگر زندگی‌تان را در دست‌های خودتان بگیرید، چه پیش می‌آید؟
و اگر آن را مسدود کنی، از طریق هیچ کس دیگر به وجود نخواهد آمد و جهان صاحب آن نخواهد بود
سرزندگی و رمق، حیات و نیرو و شتابی هست که از طریق وجود تو متجلی می‌شود. و چون همواره فقط یکی چون تو هست، این تجلی نیز یکتاست
عادتی را بشکنید. دست به کاری بزنید که در شما احساس ناامنی ایجاد می‌کند
چیزی زائد و غیرضروری را از زندگی‌تان حذف کنید
چون جرأت نداریم، امور دشوار می‌نمایند
علت جرأت‌نداشتن ما دشواری امور نیست
تصویری از آن را پیش روی شخص می‌افکند و به درون تصویر می‌خزد
وقتی روح انسان آرزومند تجربه‌یی‌ست
این امید را که در همهٔ سطوح از وفور نعمت برخوردار می‌شوید. این امید را که از نظر معنوی رشد می‌کنید
این امید را در دل بپرورانید که همهٔ نیازهایتان برآورده می‌شوند. این امید را که راه‌حل همهٔ مسائل خود را می‌یابید
آنچه را نجویید، کشف‌نشده باقی خواهد ماند
بجویید تا بیابید
با خدمت‌نکردن به او، از موهبت خویشتن می‌کاهم و جهان را از آن محروم می‌کنم. موهبتی که قدرت ایجادش را داشتم
این اختیار را دارم که به خدا خدمت کنم یا نکنم. با خدمت به او، بر موهبت خویشتن و جهان می‌افزایم
حال آن‌که عملاً عکس این شیوه مؤثر است. نخست باید آن‌کس که به‌راستی هستید باشید، و آن‌گاه به کاری که نیاز دارید بپردازید، تا بتوانید آنچه را که خواهانید دارا باشید
مردم اغلب می‌کوشند به شیوهٔ معکوس زندگی کنند: کسب مال و منالی افزون‌تر تا بتوانند بیشتر به امور دلخواه‌شان بپردازند و شادمان‌تر باشند
با شور و شوق انجام‌شان دهید
اگر به کارهای احمقانه‌یی دست می‌زنید
حتی اگر به خطا روید، میان ستارگان خواهید نشست
خود را به سوی ماه افکنید
آنچه مهم است این است که با استعداد خود چه می‌کنید
برای استعداد اهمیت چندانی قائل نیستم. استعداد مسئله‌یی موروثی‌ست
تقدیر در سکوت شناسانده می‌شود
به هنگام تصمیم‌گیری‌های بزرگ زندگی‌مان هیچ شیپوری نواخته نمی‌شود
چون وجود ندارد
از اشتباه نترسید
سرزمین‌های تازه را کشف نمی‌کند
انسان بدون ازدست‌دادن منظرهٔ ساحل برای مدتی بس دراز