Level 1 Level 3
Level 2

جامعه


30 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
نشان از کم‌کاری بخش‌های دیگر جامعه است
حاکمیت در هر موضوعی زیادی دخالت کند
رنگی را دوست بدارد و از رنگی نفرت داشته باشد
هر قوم ممکن است به مناسبت اوضاع اقلیمی خود
اما مهم این اعتقاد آنان است که هر کس قرض دارد، ناچار است دروغ بگوید
ایرانیان دروغ‌گفتن و پس از آن بدهکار بودن را زشت‌تر از هر چیزی می‌دانند. دلایل زیادی برای هراس آنها از وام‌داشتن وجود دارد
و اگر بتوانیم با مرخصی‌ها، نیروی مجدد کار را برای کارمندان تأمین کنیم، دیگر نیازی نیست که این‌گونه کشور را به تعطیلی بکشانیم
تعطیلات همگانی قطعاً به کشور ضربه می‌زند. چرخه‌های اجتماع نباید این‌گونه چندین روز از کار بیفتد
و هر کس که بخواهد خانه‌اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد
جهان سوم جایی‌ست که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه‌اش خراب می‌شود
صد گل که بی‌بهانه در کنار مسیر شما قرار می‌گیرند، به زحمت به اندازه‌ی گلی که خریده‌اید، توجه‌تان را جلب می‌کنند
انسان‌ها معمولاً زیبایی گل‌ها را نمی‌بینند، خصوصاً اگر گل‌ها را نخریده باشند
ببینید چه چیزهایی را در تاریخش می‌نویسد و چه چیزهایی را نمی‌نویسد
برای شناختن ویژگی‌های یک جامعه، بهترین وسیله این است که
آن‌جا را ترک کنید
یک راه عالی برای اینکه کشور خود را بهتر بشناسید
صلح‌طلبی یک رفتار انقلابی است
در جهانی که خشونت عادی شده است
ببینید آنها با پایین‌ترین طبقه‌ی افراد خود چگونه رفتار می‌کنند
اگر می‌خواهید در مورد یک ملت قضاوت کنید
ما نفرت داشتن و متنفر بودن از یکدیگر را یاد می‌گیریم
انسان‌ها در هنگام تولد از هیچ چیز نفرت ندارند
عشق در درون ماست. شاید روزگار کاری کند که شعله‌هایش پنهان شود، اما خاموش نخواهد شد
همان‌طور که می‌توان نفرت داشتن را آموخت، می‌توان دوست داشتن را هم آموخت
که البته تنهایی را بیشتر دوست دارم
من یک انسان بسیار اجتماعی هستم
و پیری که سوسیالیست باشد مخ ندارد
جوانی که سوسیالیست نباشد دل ندارد
و در روستا برای سرگرمی دیگران
آدم برای سرگرمی خودش در شهر زندگی می‌کند
هیچ مردی مثل مادرش نمی‌شود؛ چه فاجعه‌ی بزرگی برای پسرها
تمام دخترها مثل مادرشان می‌شوند، چه فاجعه‌ی بزرگی برای دخترها
و آن نیز بی‌پول‌ها هستند
تنها یک طبقه‌ی اجتماعی وجود دارد که بیشتر از پولدارها به پول فکر می‌کند
خبرنگاران برای همیشه
در آمریکا رئیس‌جمهور برای مدت چهار سال حکومت می‌کند
که به مجلسی دعوت نشوند
هیچ‌چیز برای مردم ناراحت‌کننده‌تر از آن نیست
و البته برای اینکه خاطر خودمان را مکدر نکنیم، برای این صفت، مترادف‌های دیگری دست‌وپا کرده‌ایم
در دورانی زندگی می‌کنیم که بارزترین صفتش بزدلی است
حال اگر این ۲ را با هم تلفیق کنیم، دروس می‌شوند زندگی و ازبَرکردن زندگی مشکل نیست
مطالب درسی در دنیای دیگری هستند و تجارب زندگی در دنیایی دیگر
بلکه فرصتی برای رشد و تعمیق و گسترده‌شدن آن ایجاد می‌کند
حرف‌نزدن از یک پدیده یا احساس یا اتفاق یا روند آن را حذف و نابود نمی‌کند
زخم‌هایی که فقط به دلیل یک پیش‌فرض ایجاده شده‌اند: وجود یک الگوی برتر یکسان آموزشی برای همه
چه زخم‌های زیادی که همه‌ی ما از دوران آموزش با خود حمل می‌کنیم. زخم‌هایی که هر از چند گاهی، بی‌آنکه بدانیم و بفهمیم جایی در رفتار ما سر باز می‌کنند
از سرعت زیاد ماشینی که برای او نایستاده است بر خود لرزیده باشد و هنوز در تصور آن لحظه باشد. شاید آن ماشین تُندرو، ما بوده باشیم
فروشنده‌ای که امروز هنگام فروش لباس، در چهره‌ی من لبخند نمی‌زند، دیروز هم وقتی آبمیوه می‌خریده، لبخند را ندیده. شاید چون آبمیوه‌فروش هم ساعتی قبل از آن، هنگام عبور از خیابان
اسم کوچک من را تغییر دهد
وزارت علوم در قواره‌ی این نیست که
مانند هم می‌پوشند و در میان هم می‌لولند، امّا «معاصر» نیستند. همچنان‌که چه بسیار افرادی که قرن‌ها با هم فاصلهٔ زمانی دارند، امّا معاصر یک‌دیگر هستند
البته در هر زمینی، می‌توانید کسانی را بیابید که در یک زمان زندگی می‌کنند، امّا معاصر هم نیستند. یکی هنوز در عصر کشورگشایی‌ست و دیگری در عصر فن‌آوری. یکی در عصر حجر و دیگری در عصر قجر. یکی صندوق‌دار است و دیگری بانک‌دار
معمولاً فساد از «خواص» شروع می‌شود و به «عوام» سرایت می‌کند. و صلاح برعکس از «عوام» و تنبه و بیداری آن‌ها آغاز می‌شود و اجباراً «خواص» را به صلاح می‌آورد
تنها «عوام» هستند که میلی به عدالت و انصاف و خضوعی در برابر حق و حقانیت در آن‌ها موجود است، و اگر با سخن حقی مواجه شوند حاضرند خود را با آن تطبیق دهند
او دوباره گفت: مگر راضی نیست که ناز می‌کند؟ گفتم ولش کن، این موضوع اصلاً به درد شما نمی‌خورد
این کتاب (۵ انگشت) را وقتی می‌خواستند به زبان اسپانیایی ترجمه کنند، مترجم کتاب نوشت، مگر شما به عروستان گل نمی‌دهید که می‌رود گل می‌چیند؟ من نوشتم که یک‌جور نازکردن است
آن‌ها پستچی‌هایی هستند که حرف‌ها و ایده‌ها را از تمدنی به تمدن دیگر می‌برند
مترجم‌ها را جدی بگیرید
این است آنچه مردم از آن می‌هراسند
گامی تازه برداشتن، کلامی تازه گفتن