Level 3 Level 5
Level 4

عشق


19 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
مساوی یک است
در عشق، یک نفر به اضافۀ یک نفر
یک دلگیری بزرگ
هزار دلگیری بسیار کوچک عشق و دوستی را بیشتر تهدید می‌کنند تا
هوس‌بازی قدری بادوام‌تر می‌باشد
تنها تفاوت بین هوس‌بازی و عشق جاودان در این است که
مقصود عشق صرفاً عاشقی است: نه بیش و نه کم
عشق در بازار داد و ستد رفت‌وآمد نمی‌کند و ترازوی دست‌فروش به کارش نمی‌آید. عشق، هم‌چون عقل از احساسِ زنده‌بودن خود سرمست می‌شود
عشق در درون ماست. شاید روزگار کاری کند که شعله‌هایش پنهان شود، اما خاموش نخواهد شد
همان‌طور که می‌توان نفرت داشتن را آموخت، می‌توان دوست داشتن را هم آموخت
جوهر دوستی است
دست‌ودل‌بازبودن
علیه آنچه دیگران معقول می‌پندارند
دوستی توطئه‌ای کوچک است
زخم‌های ما را تازه نگه می‌دارد
جستجوی فرصت برای انتقام گرفتن
چیزی که با آن، و تنها با آن، می‌توانیم درک کنیم که نسبت میان افراد در عالم واقع در حکم نسبت آرمانی آن‌هاست
عشق با تخیل تغذیه می‌شود؛ چیزی که از ما موجودی می‌سازد خردمندتر از آنچه هستیم، برتر از آنچه احساس می‌کنیم، شریف‌تر از آنچه هستیم؛ چیزی که با آن می‌توانیم زندگی را در حیثیت کلی‌اش ببینیم
هر تخته‌سنگی سایه‌اش را از دست می‌داد، هر درخت نخلی می‌پژمرد، هر چشمه‌ای در سرمنشأ خود مسموم از آب درمی‌آمد
می‌دانستم اگر نفرت از تو را به خود راه می‌دادم، در بیابان برهوت وجود که باید در آن سفر می‌کردم و هنوز هم مسافر آنم
آه، دریافتم مقصد این سفر آسمانی تویی. مقصد تویی و آنان تو را رها کرده‌اند و بر گرد دیوارهای سنگی می‌چرخند! ای همسفر! اینجا حیرتکده عقل است، بر گرده زمین، در سفری آسمانی با کهکشانها، در سفری آسمانی که مقصدش با اوست
زمین در طواف شمس است و شمس را نیز شمس دیگر است که بر گرد آن طواف می‌کند و شمس شمس را نیز شمسی دیگر و همه در طواف شمس عشق، مشکلات نخستین، ولی مطلق
فرشته‌یی که بر روی آن خم می‌شود و زمزمه می‌کند: رشد کن. رشد کن
هر تیغه علف، فرشته خودش را دارد
به گستره‌یی از امکانات تازه بدل می‌شود
در اوج خنده است که کائنات
آدمی را به کمال می‌رساند
عشق
اگر واکنشی در کار باشد، هر دو متمول می‌شوند
رویارویی دو شخصیت مانند تماس دو مادهٔ شیمیایی است
جان همواره برای عکاسی که برگزیده است ساکن به جا می‌ماند
عکاسی هر اندازه نیز که کند صورت بگیرد
چشمانم را می‌بندم
برای اینکه ببینم
وقتی، دنبال چراهای اشتباهات او می‌رویم که هنوز او را کامل، دور نینداخته باشیم
وقتی کسی را دور انداخته‌ایم دیگر نباید سعی کنیم اشتباهاتش را تشریح کنیم
که با شما به شیوه‌یی نیکو رفتار می‌کنند و حرمت‌تان می‌نهند
دور و برتان را از افرادی پُر کنید