Level 5 Level 7
Level 6

خرد


70 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
قبل از اندیشه‌ات به راه افتد
به زبانت اجازه نده
صد درصد مثل هم باشند، یک نفرشان زیادی‌ست
اگر ۲ نفر از نظر تفکر و راه و رسم زندگی
من به شما می‌خندم چون شما همگی مثل هم هستید
شما به من می‌خندید چون من متفاوتم
و افکارش هم برده‌ی احساساتش هستند
انسان برده‌ی افکار خود است
و دامن صحبت فراهم چینم و دفتر از گفته‌های پریشان بشویم و من‌بعد پریشان نگویم
بعد از تأمل این معنی، مصلحت آن دیدم که در نشیمن عُزلت نشینم
فقر توجه را به همراه می‌آورد
ثروتمندی در حجم اطلاعات در دسترس
دائما مراقب باشیم که آیا من واقعاً فکر می‌کنم؟
امروز، فکر کردن بیش از هر چیز دیگر به این معنی است که
اختلاف نظرها به پایان می‌رسد
اگر آن‌ها که علم ندارند ورود به مُباحثه‌ی علمی را متوقف کنند
نان پزشک را آجر می‌کند
کسی که یک عدد سیب می‌خورد
نیمی از جواب را در خود دارد
سؤال انسان باشعور
به‌خاطر سپردن، تمرین‌کردن، یاددادن به دیگران
فهمیدن، ۵ گام دارد: سکوت، گوش‌دادن
زندانی بخش کوچکی از جهان است که در همسایگی او قرار گرفته است
انسانی که عادت مطالعه ندارد
هم نشانه‌ی جوانمردی [و بزرگمنشی] است. هم هدیه و تُحفه‌ای مناسب برای مهمانی‌هاست. هم همدم شما در سفرهاست و هم هم‌نشین شما در تنهایی‌ها
علم بیاموزید. هم یادگیریش واجب است. هم بحث درموردش پرفایده است. هم ابزار کمک به دیگران است
حداقل هر ماه یک‌بار خودش را احمق خطاب کند
هوشمندترین انسان‌ها کسی است که
کافی‌ست همان مسیری را که دیروز می‌رفته‌ای بروی
برای تجربه چیزهای جدید
دنیا را بدون دوربین، بهتر ببینیم
ارزش دوربین به آن است که به ما بیاموزد
سر و صدا متعلق به بدترین و ضعیف‌ترین چرخ‌هاست
چرخ‌های خوب گاری، بی‌صدا کار می‌کنند
یا کاری بکنید که ارزش نوشتن داشته باشد
یا چیزی بنویسید که ارزش خواندن داشته باشد
و تنها یک شر وجود دارد که نام آن نادانی است
تنها یک خیر وجود دارد که نام آن، دانش است
و دامن خود را به ننگ پذیرش یک مذهب ظالم و منفور آلوده مدار
خدایانِ مورد علاقه خود را ستایش کن
که با آن خنده‌ای نکرده‌ایم
دروغ باد ما را هر حقیقتی
نه خواسته
در نهایت این خواستن است که ما را به شوق می‌آورد
مجبور می‌شوی در زمین استراتژی بقیه بازی کنی
وقتی استراتژی نداشته باشی
هرگز نمی‌توانید دنیا را از نگاه آنها که نمی‌دانند، تصور کنید
دشواری دانستن این است که پس از آن
کاری را که انجام می‌دهید به شکل بهتری انجام دهید
خلاقیت سخت نیست فقط کافیست هر لحظه بکوشید
هر چه بیشتر دقت کند باز هم کم است
آدم در انتخاب دشمنش
به خلوص نیت گوینده‌ی آن بستگی ندارد
ارزش یک اندیشه
صرفا باوریست که ماندگار شده است
در مورد دین، حقیقت
ارزش آن را ندارد که اندیشه بنامیم‌اش
اندیشه‌ای که خالی از خطر باشد
که همیشه با خود حمل می‌کنیم
حافظه دفتر خاطراتی‌ست
برخاسته از جوهر اوست و نه حاصل ثروتش
کمال واقعی یک انسان
جوانان به همه‌چیز واقف‌اند
پیرها به همه‌چیز باور دارند؛ پخته‌گان به همه‌چیز مشکوک‌اند
تازه حس می‌کنم که اشتباه کرده‌ام
وقتی همه با من هم‌عقیده می‌شوند
فقط مخالف حرفم
من مخالفتی با عمل ندارم
گفتن چیزی به کسی که آن را احساس نمی‌کند و توانایی فهمش را ندارد بی‌فایده است
هر چیزی باید از درون خود آدم بجوشد
انتخابِ ظاهراً تصادفی یک نام ساختگی از جانب تو وجه سمبلیک داشت و بر همان وجه باقی خواهد ماند. آن نام، تو را آشکار می‌کند
امور مهم زندگی همان چیزی هستند که ظاهرشان حکم می‌کند، و به همین دلیل، اگرچه شاید در نظرت غریب باشد، تفسیرشان غالباً دشوار است. اما امور جزئی زندگی وجه نمادین دارند. ما از طریق آن‌ها درس‌های تلخ زندگی‌مان را به ساده‌ترین شکل می‌آموزیم
زیرا گریختن مطلوب طبع کسانی است که فقط بر عافیت می‌اندیشند. و اگر نه مرگ یک بار زاری یک بار
نیچه می‌گوید: «خانه‌هایتان را در دامنه کوه آتشفشان بنا کنید.» من همه کسانی را که در جستجوی حقیقت هستند مخاطب این سخن می‌یابم
من هم سال‌های سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام. به شب‌های شعر و گالری‌های نقاشی رفته‌ام. موسیقی کلاسیک گوش داده‌ام، ساعت‌ها از وقتم را به مباحثات بیهوده دربارهٔ چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام
تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری ناآشنا هستم. خیر. من از یک «راه طی شده» با شما حرف می‌زنم
طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: عجب! فلانی چه کتاب‌هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد
من هم سال‌ها با جلوه‌فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام، ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان موجود تک‌ساحتی» هربرت مارکوزه را ـ بی آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش ـ
و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمی‌آید. باید در جستجوی حقیقت بود و این متاعی است که هر کس براستی طالبش باشد، آن را خواهدیافت و در نزد خویش نیز خواهد یافت
اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده‌است که ناچار شده‌ام رو دربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقاً بپذیرم که «تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود
اما پاسخ‌ات را همیشه به خاطر خواهند سپرد
قبل از پاسخ دادن به سؤالات دیگران مدتی سکوت کن تا پاسخ بهتری بیابی؛ سکوتت در خاطر هیچ‌کس نخواهد ماند
کدامیک از مصالح اطرافت را به کار گیری و کدامیک را کنار بگذاری
شخصیت تو مهم‌ترین ساخته‌ی دست توست. و تو انتخاب کرده‌ای که در ساختنش
باخت بزرگ تو از لحظه‌ای شروع می‌شود که دروغ‌گفتن به خودت را آغاز می‌کنی
حتی اگر مجبور بشی به تمام دنیا دروغ‌های بزرگ و کثیف بگویی، هنوز چیز زیادی را از دست نداده‌ای
اوج دانستن، در به‌رُخ‌کشیدن دانسته‌های قبلی نیست بلکه کمک به دیگران، برای تجربه‌ی لذت دانستن و آموزاندن است
وقتی کسی آموخته‌هایش را با هیجان به تو می‌گوید، حتی اگر تمام آن‌ها را می‌دانی، باز هم هیجان‌زده باش
و وقتی از «واقعیت» حرف می زنند، منظورشان دنیا به شکلی است که دوست دارند تو باور داشته باشی
اکثر انسان‌ها وقتی از «حقیقت» حرف می‌زنند منظورشان دنیا به شکلی است که دوست دارند باشد
اما آن‌ها که دانش ندارند، زمان آزاد بیشتری برای جواب‌دادن به سؤالات دارند
مشکل اصلی روزگار ما این است که آن‌ها که دانش دارند، سرگرم خلق سؤال‌های جدید هستند
برای من کتابخانه دری به سوی سرزمین شگفتی‌ها و موفقیت بود. اگرچه برخی مبانی را هم در مدرسه یاد گرفته‌ام
پرسید: کدام دانشگاه درس خوانده‌ای؟ گفتم: کتابخانه
دلیل خردمند، تفکر است و دلیل تفکر، خاموشی
برای هرچیزی دلیلی باید
حال آن‌که فعال‌ترین و پویاترین است؟
واقعاً چرا «خدا» باید نام باشد و نه فعل
در قیاس با آنچه درون ماست جزیی است
آنچه پشت سر ما و آنچه پیش روی ماست
به اندازهٔ کافی به ژرفا برو، تا ریشهٔ حقیقت را ببینی
همواره به یک ضرورت بازمی‌گردیم ــ اگرچه دشوار است ــ
شنیدن صدای خرد درون‌تان نیز با تمرین تقویت می‌شود
مانند تقویت عضلات یا پرورش هر توانایی دیگر
اتفاقی میفتد
هر بار که به شکلی می‌گوییم آمین
کمبود انرژی و قدرت را احساس می‌کنید، و فقدان سرزندگی معنوی را
هر بار که هدایت درون‌تان را دنبال نمی‌کنید
در کوتاه‌بودنِ آن است
نیکویی گفتار
توفیق از سوی خدا؛ واعظی از درون خویش؛ و پذیرش نصیحت دیگران
مؤمن پیوسته به سه خصلت نیازمند است
همانا آن کسی که خویش را تعلیم می‌دهد و تأدیب می‌کند، از تعلیم‌دهنده و تأدیب‌کنندهٔ دیگران، به تعظیم و گرامی‌داشت سزاوارتر است
هر کس خود را در جایگاه پیشوایی قرار می‌دهد، باید پیش از دیگران خویش را تعلیم دهد و تربیت او باید پیش از گفتار در رفتارش باشد
دفتر ثبت وجدان و مخزن اندیشه است
حافظه، پروندهٔ تخیل و گنجینهٔ عقل
مجنون در آبی که عارف در آن شنا می کند، غرق می‌شود
تفاوت جنون و عرفان در این است که
و خودتان را وزن کنید و بسنجید، پیش از آنکه شما را وزن کنند و تحت سنجش در آورند
از نفس خودتان حساب بکشید پیش از آنکه شما را به حساب بکشند
در درون‌مان آغاز می‌شوند.
آغازهای اصیل ــ حتی زمانی که توسط مجال‌های بیرونی در معرض توجهمان قرار می‌گیرند ــ
و این جهان بسیار بهتر از چیزی‌ست که در بیرون دیده‌ام
خودم جهانم را آفریده‌ام
چشم شروع به دیدن می‌کند
در تاریکی‌ست که
به معنایی بستگی دارد که به منتها و اوج نیکی نسبت می‌دهد
مفهوم خداوند برای هر کس
دریافت‌هایتان اغلب بسیار دقیق‌تر از آن است که می‌خواهید باور کنید
به خودتان اعتماد کنید
یکی از عظیم‌ترین منابع شادمانی در زندگی انسان است
ارضای کنجکاوی خویشتن
تا همه‌چیز نصیب شما گردد
به‌راستی تمام‌عیار باشید
ارزش زیستن ندارد
زندگی نیازموده
روحیهٔ رقابت بازایستاده باشد
آموزش راستین زمانی پیش می‌آید که
امّا نمی‌توانی از روبرو شدن با نتیجهٔ روبرونشدن با واقعیت اجتناب کنی
می‌توانی از روبروشدن با واقعیت اجتناب کنی