Level 8 Level 10
Level 9

رنج


13 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
یکی از هزاران عدد بی‌جان، هم‌چنانکه یکی از هزاران زندگی بی‌جان
بی‌تردید کاملاً حق داشتی با نام مستعار با من مراوده داشته باشی. خودِ من آن موقع اصلاً نامی نداشتم. در زندان بزرگی که محبوسم کرده بودند، فقط حرف و رقم مربوط به سلولی کوچک در دالانی طویل بودم
تا در پناهش راه ورود به خانه‌ی رنج را جستجو کند
آه! چنان‌چه روحت جریحه‌دار از اندوه، خمیده از ندامت و درهم‌شکسته از غصه بود ــ که حتی به‌خاطر کمال خودش هم باید چنین می‌بود ــ نقابی از این دست برنمی‌گزید
اوضاع همان است که هست و همان خواهد بود که خواهد بود
یکی از درس‌های بسیاری که انسان در زندان می‌آموزد آن است که
مشکل بتوانی، اگر اساساً بتوانی، از این سوی بطالتی با این وسعت به سوی دیگر نظر کنی. اما برای من انگار نه حتی دیروز، بلکه امروز روی داده است
همه‌ی این‌ها در اوایل نوامبر دو سال پیش روی داد. میان تو و زمانی چنین دوردست رودخانه‌ای عظیم از زندگی روان است
برای ما زمان خود به پیش نمی‌رود. در گردش است. گویی به دور یک کانونِ یگانه‌ی رنج می‌گردد
رنج یک لحظه‌ی واحدِ دیرپاست. با فصل‌ها نمی‌توانیم تقسیمش کنیم. فقط می‌توانیم حالات آن لحظه را ثبت کنیم و زمان را با بازگشتِ آن حالات بسنجیم
فصل اندوه
برای ما (زندانیان) تنها یک فصل وجود دارد
هم‌چنان‌که در قلبش همیشه نیمه‌شب است
در سلول زندانی همیشه گرگ و میش است
روزی معنای این کلام را درخواهی یافت. تا زمانی که آن را نفهمی، چیزی از زندگی نخواهی فهمید
هر کجا اندوه باشد، آنجا زمین مقدس است
و دل ما را به عین صفا، که فطرت توحیدی عالم باشد، اتصال می‌بخشد
اشک، آب رحمتی است که همه تیرگی‌ها را از سینه می‌شوید
در اینجاست که وزش باد زمانه را به نوسان در‌می‌آورد. تاریخ ساخته و باز خراب می‌شود. ما با جادو می‌آییم و با فریب می‌رویم. همواره چیزی در کمین نشسته است تا جای ما را عوض کند. زیر پای ما سفت و محکم نیست. حتی روی شن هم نایستاده‌ایم . ما خود شن هستیم
اینجا کودکی مشغول ساختن قلعه شنی است. او قلعه ای می‌سازد از دیدنش لذت می‌برد و بعد آن را خراب می‌کند و دوباره شروع به ساختن می‌کند. تاریخ جهان در اینجا به ثبت رسیده و رویدادهای مهم در این محل به وقوع پیوسته است. در اینجا زندگی مثل دیگ جادوگران در جوش و خروش بوده
و خطری که نمی‌توانید آن را به جا نخرید
خطری هست که نمی‌توانید آن را به جان بخرید
هر روز دست به خطری بزنید ــ خطری کوچک یا اقدامی جسورانه ــ تا پس از انجامش احساس شگفتی کنید
نمی‌توانیم از دست ترس فرار کنیم. فقط می‌توانیم آن را به شفقت تبدیل کنیم تا در طول همهٔ ماجراهای هیجان‌انگیزمان همدم ما باشد
به این ترتیب، هنگامی که در اندوه به سر می‌بریم، این نور از همیشه به ما نزدیک‌تر است
همانا در تاریکی‌ست که آدمی نور را می‌یابد