Level 2

79 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
Ethical
اخلاقی
intrinsic
باطنی، ذاتی
extrinsic
بیرونی؛ خارجی
bring about
to cause something to happen
bring up
to talk about something
modest
معتدل؛ متواضع؛ نسبتا کم
rely
تکیه کردن؛ اعتماد کردن
overt
آشکار؛ معلوم
covert
نهان؛ پوشیده
diligently
با پشتکار و دقت
tantalize
کسی رو دست انداختن؛ tease
faint
از حال رفتن؛ کم نور؛ ضعیف؛ بیهوشی
hemp
کَنَف
moor
لنگر انداختن (بستن قایق به چیزی)؛ دشت؛ زمین
cetacean
پستانداران دریایی
whale
نهنگ
Porpoise
خوک/گراز دریایی
gill
آبشش
gully
آب راه؛ فرسایش زمین و درست شدن راه آب
streamline
طراحی به شکلی که کمترین مقامت رو در برابر جریان آب یا هوا داشته باشه تا سرعت و آسانی حرکت بیشتر شود.
hind
عقبی
fluke
انتهای دم نهنگ؛ unlikely chance occurrence, esp a surprising piece of luck
blow-hole
سوراخ تنفسی
disguise
پنهان کردن
affinity
شباهت خود به خودی
spontaneous
خود به خود
otter
سمور دریایی
pinniped
نهنگ دنداندار؛ خوک دریایی
seal
فک دریایی
warlus
فیل دریایی؛ شیرماهی
limb
بازو یا پای حیوان چهار دست و پا یا انسان
envision
imagine as a future possibility; visualize
intermediate(v)
میانجی گری
skull
جمجمه
archaeocyte
سلول خاصی در اسفنج
precious
ارزشمند
precise
دقیق
jawbone
استخوان فک
flesh-eating
گوشت خوار
vestigial (adj)
باقی مانده های ریز چیزی که قبلا یه زمانی بزرگتر و قابل توجه تر بوده اند
locomotion (n)
movement or the ability of movement
propulsion (n)
نیروی محرکه ، پیشرانه، خود پیشروی هم می شود، the action of driving or pushing forward
stabilize
تثبیت کردن
clay
گل؛ خاک رس
excess
اضافی؛ مازاد
devoid
تهی؛ عاری؛ free of
tract
زمین بدون حد و وسیع، نشان ، اثر، رد بپا،
livestock
چارپایان اهلی، احشام
trample
له کردن؛ پایمال کردن
pulverize
نرم کردن؛ ساییدن، سائیدن ، نرم کردن ، پودر کردن ، نرم کوبیدن
pulverization
پودرسازی
table (n)
سفره آب زیرزمینی
table (v)
( در مجلس ) از دستور خارج کردن ، معوق گذاردن ، روی میز گذاشتن postpone consideration of; present formally for discussion or consideration at a meeting
drainage
زه کشی
millennia
هزار سال millennium
rigorous
سخت؛ دقیق؛ meticulous؛ diligent؛ careful
sweep
clean; remove; win
aristoctrate
نجیب زاده؛ عضو دسته اشراف
sap
رُسِ کسی رو کشیدن؛ شیره؛ عصاره
virtue
تقوا؛ پرهیزگاری
agrarian
زمینی؛ ,agricultural, farming(a) an agrarian place or country makes its money from farming than industry
speculation
حدس و گمان
concept
idea
oppose
مخالفت کردن؛ در افتادن
legislation
قانون؛ تدوین و تصویب قانون
surplus
زائد؛ اضافی؛ مازاد
foster
ارتقا دادن؛ پرورش دادن
moral
معنوی و اخلاقی
make up
تشکیلات؛ ترکیب
disproportionate
بی تناسب؛ بی تناسب شدن
entrepreneur
کارآفرین
subsistence
گذران زندگی؛ امرار معاش
languish
افسرده شدن؛ پژمرده شدن
despondent
دلسرد؛ محزون
disgust
نفرت؛ انزجار؛ بیزار کردن؛ متنفر ردن
outward
ظاهری؛ بیرونی؛ بطرف خارج
frown
اخم؛ اخم کردن
arousal
انگیختگی؛ برانگیختن؛ تحریک کردن
intense
شدید؛ قوی