Level 9 Level 11

80 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
congestion
ازدحام؛ انبوهی؛ گرفتگی
cease
متوقف ساختن
elevation
بلندی؛ ترفیع؛ جای بلند و برآمدگی
irritant
آزاردهنده؛ محرک؛ سوزش آور؛ به خشم آور؛ دلخراش
irritation
رنجش؛ خشم؛ غضب؛ آزردگی
revolve
چرخیدن
intuitive
حسی؛ مبنی بر درک یا انتقال مستقیم
seemingly
ظاهرا
heliocentric
دوار به دور خورشید
proposition
گزاره؛ پیشنهاد
beliefs held at the time
عقایدی که در اون زمان داشتن
blew (Blow)
باد، فوت، چیزی را نابود کردن
back and forth
عقب و جلو
condensation
تغلیظ؛ چگالش
arctic
شمالگان (مربوط به مناطق شمالی)؛ (در مورد هوا) خیلی سرد
pile up
انباشته شدن
elongate
دراز کردن؛ امتداد دادن
stretchy
چسبناک
solo
تک؛ بطور انفرادی
presumably
supposedly
supposition
گمان؛ فرض؛ تمرکز
stem (v)
originate in or be caused by
accessory
یدکی؛ فرعی؛ ملزومات فرعی
starch
نشاسته؛ آهار زدن
desolate
deserted; متروک؛ ویران کردن؛ مخروبه کردن
ashore
در/بطرف ساحل
barren
بی ثمر؛ خشک؛ زمین خشک؛ زمینی که در آن چیزی رشد نمیکند
inhospitable
(در مورد محیط) سخت برای زندگی؛ نامهربان
obstacle
مانع؛ مشکل
prosper
پیشرفت کردن؛ موفق شدن
pose
ژست؛ قیافه گرفتن برای عکاسی؛ present or constitue (a problem, danger or difficulty)
buoyancy
خاصیت شناوری؛ خوش طبعی
cuticle
پوست
key
crucial; central; essential
constipation
یبوست
indigestion
سوء هاضمه
allegedly
supposedly; reportedly; apparently; reputedly
crisis
mess; emergency; disaster;
level
همسطح کردن؛ صاف کردن (با خاک یکسان کردن)؛ با کسی صریح بودن
slushy
بطور فزاینده ای احساسی؛ اغشته به گل و شل
impact
تاثیر؛ ضربه؛ بهم فشردن؛ تاثیر قوی گذاشتن روی چیزی
convulsion
تشنج؛ آشوب
Signify
دلالت کردن بر؛ حاکی بودن از
cloak
عبا؛ در لفافه پیچیدن
divinity
الوهیت؛ خدایی
heroism
قهرمانی
marble
سنگ مرمر
weather
زندگی کردن در شرایط سخت؛ تغییر رنگ دادن به مرور زمان بخاطر شرایط محیطی مثل نور آفتاب
long shot
چیزی که احتمال موفق شدنش کم هست
run over something
بررسی یا نگاه سریع به چیزی
scramble
تلاش؛ کوشش؛ تقلا کردن؛ املت درست کردن
rehearsal
تمرین؛ تمرین نمایش
artisan
صنعت گر
fortune
ثروت؛ بخت
diffusion
dessimination; spread;انتشار
receptive
پذیرا
shale
سنگ های نفت زا
glide
سر خوردن؛ نرم رفتن؛ حرکت نرم و آرام
segregate
جداسازی؛ مجزا کردن؛ جدا کردن
barrel
بشکه؛ در بشکه ریختن
anchovy
ماهی کولی
repercussion
نتیجه ناخواسته ای که در نتیجه یک عمل ناخوشایند بدست می آید؛ consequence؛ result
Countercurrent
مخالف جریان؛ جریان مخالف
upwelling
مقدار آب دریا که بالا میاد؛ (especially of emotion) building up or gathering strength.
standstill
بدون حرکت؛ ثابت
await
منتظر بودن
disruption
قطع
swing
تاب؛ نوسان؛ تاب خوردن؛ نوسان کردن
gradient
شیب؛ تغییر حرارت
piece together something
قرار دادن قطعات چیزی در جایش
allude
اشاره کردن؛ suggest or call attention to indirectly
tusk
عاج فیل
nudge
با آرنج زدن به کسی برای اینکه توجهش رو به سمت چیزی جلب کنیم؛ a light touch or push
take something for granted
to never think about something because you believe it will always be available or stay exactly the same
spear
نیزه
sloth
کاهلی؛ تنبلی
seasonality
فصلی
unprecedented
بی سابق؛ بی نظیر
radical
ریشه ای؛ سیاستمدار افراطی؛ (especially of change or action) relating to or affecting the fundamental nature of something; far-reaching or thorough.
interglacial
واقع در بین دو دوره یخبندان