Level 11 Level 13

80 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
Overtake
سبقت گرفتن؛ پیشی گرفتن؛surpass
entrench
پایه گذاری کردن یک عقیده یا عادت که تغییر اون خیلی سخت و غیرمحتمل باشه؛ از حد و حدود تجاوز کردن
fracture
شکاف؛ تَرَک؛ شکافتن
communal
همگانی
canyon
دره عمیق و باریک
traumatic
emotionally disturbing or distressing.
haul
حمل و نقل
chore
کارهای روزمره؛ errand؛ domestic works
dam
سیل گیر؛ آب بند؛
terrace
تراس؛ a block of row houses.
contend
ادعا کردن؛ ستیزه کردن
patchy
تکه تکه؛ وصله وصله
venom
زهر
apparatus
دستگاه؛ ماشین؛ آلت
drips
چکه؛ چکه کردن؛ چکیدن
march
راه پیمایی، پیش روی؛ قدم رو کردن
forefront
جلودار؛ صف جلو
put up
آماده کردن، ساختن، درست کردن، اقامت یا اسکان داشتن(کوتاه مدت)
mentality
طرز فکر؛ mind set
friction
اصطکاک
moth
پروانه؛ بید
embarrass
دستپاچه کردن؛ خجالت دادن
immediacy
the quality of bringing one into direct and instant involvement with something, giving rise to a sense of urgency or excitement.
leap
پرش؛ پریدن؛ حرکات سریع
predominate
مستولی شدن بر؛ قاطع بودن؛ مسلط بودن
albedo
بخشی از نور که توسط سطح بازتاب می شود
shipwreck
کشتی شکسته یا غرق شده؛ کشتی شکسته شدن
dial
شماره گیری؛ صفحه شماره گیر
constellation
صورت فلکی؛ برج
inscription
کتیبه؛ سنگ نوشته
cargo
بار؛ بار کشتی؛ محموله
forge
جعل؛ کوره آهنگری؛ کوبیدن؛ آهنگری کردن؛ جعل کردن
eclipse
کسوف یا خسوف؛ سدکردن نور
mold
قالب؛ کپک؛ قالب زدن؛ کپک زدن
tackle
اسباب و لوازم کار؛ از عهده برآمدن؛ گلاویز شدن با؛ بعهده گرفتن
consciousness
هوشیاری؛ فهم؛ آگاهی
Chronologically
به ترتیب زمانی
dilemma
دو راهی؛ a situation in which a difficult choice has to be made between two or more alternatives, especially equally undesirable ones.
utensil
ظروف؛ وسایل خانه
peel
پوست؛ پوست کندن
adhere
چسبیدن؛ وفادار ماندن؛
pliable
قابل انعطاف؛ خم پذیر؛ flexible
cord
طناب؛ ریسمان؛ با طناب وصل کردن
stitch
کوک؛ بخیه؛ بخیه زدن
resin
صمغ کاج
waterright
حق آبه
maneuverable
مانورپذیر
portage
حمل؛ بارکشی؛ حمل کردن
alliance
اتحاد؛ پیوستگی
lodge
مسکن؛ در جایی قرار گرفتن؛ present (a complaint, appeal, claim, etc.) formally to the proper authorities
adept
ماهر؛ زبردست؛ استاد
legendary
افسانه ای؛ مشهور
reclamation
احیا؛ بازسازی؛ استرداد
husbandry
پرورش و نگهداری از گیاهان
fodder
علوفه؛ علوفه دادن به
flax
تخم کتان
madder
روناس
rape
تجاوز کردن؛ نوعی گیاه
hop
لی لی کردن؛ نوعی گیاه
horticulture
باغبانی علمی
reclaim
اصلاح کردن؛ زیر کشت بردن؛ تقاضای مجدد
Opaque
مات؛ غیرشفاف
Lean
لاغر؛ تکیه زدن
hammer
چکش؛ کوبیدن؛ سخت کوشیدن
luck out
To be fortunate
speculative
بیشتر بر اساس حدس و گمان و احساسات تا دانش؛ (در مورد سرمایه گذاری) ریسک کردن با خطای بالا
indigenous
بومی؛ ذاتی
peck
نوک زدن؛ نوک زدگی؛ سوراخ؛ غذا
varnish
صیقل دادن؛ جلا دادن؛ جلا؛ صیقل
pavement
منطقه هموار شده؛ پیاده رو؛ کف خیابان
glaze
صیقل دادن؛ لعاب؛ برق انداختن؛ مایعی برای درخشنده کردن
coin
سکه؛ سکه زدن؛ اختراع و طراحی کردن
obscure
مبهم؛ مبهم کردن؛ پنهان کردن
attic
اتاق زیرشیروانی
pest
آفت
valve
لامپ
caulk
مسدود کردن
rabies
بیماری هاری
tense
سفت و کشیده (در مورد ماهیچه بدن)؛ عصبی و هیجان زده
tickle
غلغلک دادن؛ غلغلک؛ appeal to (someone's taste, sense of humor, curiosity, etc.).