Level 15 Level 17

80 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
paucity
کمیابی؛ قلّت؛ کمی چیزی
void
پوچ؛ تهی؛ بی اعتبار؛ بی اعتبار کردن
delinquency
تخلف؛ کوتاهی؛ قصور
maxim
قاعده؛ اصل
lag
تاخیر؛ عقب ماندن؛ تاخیر کردن
retreat
عقب نشینی؛ عقب ماندن
dip
شنای مختصر؛ چیزی رو تو مایع به سرعت فرو بردن
fortuitous
شانسی، اتفاقی؛ تصادفی
pasture
چراندن حیوان
rot
فاسد شدن؛ خراب شدن
uncharted
نامعلوم؛ ناشناخته
monetary
پولی
cloak
عبا؛ در لفافه پیچیدن
troll
چرخاندن؛ چرخش؛ غول و جن
heroine
زن قهرمان داستان
lean
لاغر؛ تکیه زدن
inveterate
having a particular habit, activity, or interest that is long-established and unlikely to change.
fringe
حاشیه؛ حاشیه دار کردن
alluvial
آبرفتی؛ رسوبی
fecund
بارور؛ حاصلخیز
sterile
بایر؛ عقیم؛ بی محصول؛ septic
plague
به ستوه آوردن؛ آزار رساندن
navigable
قابل کشتیرانی
bulky
large, big, heavy
turnpike
شاهراه
supersede
جانشین شدن
propel
به جلو راندن؛ حرکت دادن
conspicuous
آشکار؛ noticable
riot
a violent disturbance of the peace by a crowd; an impressively large or varied display of something.
fling
پرت کردن؛ انداختن
pendulous
نوسانی
overly
بیش از حد
fad
هوس؛ علاقه دمدمی
genus
دسته و رده سمی از گیاهان
saline
نمکین؛ دارای نمک
osmosis
خاصیت نفوذ کردن به چیزی
anchor
لنگر انداختن؛ محکم شدن
rhizome
ساقه زیرین گیاه
interlock
بهم ارتباط داشتن؛ متصل بودن بهم
contemplative
expressing or involving prolonged thought; thoughtful, pensive, reflective
insightful
having or showing an accurate and deep understanding; perceptive.
likeness
شباهت
Resentment
رنجش؛ خشم؛ غضب؛ آزردگی
In the wake of
following (someone or something), especially as a consequence.
conquest
فتح؛ موفقیت
requisition
order; command; demand
stunt
از رشد و توسعه بازماندن
disaffection
بی میلی؛ بی علاقگی
friction
abrasion; conflict
entwine
بهم پیچیدن؛ در آغوش گرفتن
whence
از کجا؛ from where؛ from which
momentous
Important; significant
foothill
تپه های کوتاه
cereal
غله
exotic
عجیب و غریب
cramp
محدود کردن؛ گرفتگی عضلات
reed
نی
telltale
سخن چین؛ significant؛ meaningful
fissure
درز؛ درز ایجاد کردن
beaver
سگ آبی
haul
کشیدن؛ حمل و نقل؛ هل ددادن
lug
کشیدن با زور؛ حمل کردن با سختی
descendant
فرزندان
lounge
سالن؛ وقت گذرانی به بطالت
longevity
طول عمر
lumber
الوار؛ قطع درختان و درست کردن الوار؛ سلانه سلانه راه رفتن
makeshift
موقت
substantiate
با دلیل و مدرک ثابت کردن
likewise
in the same way
turnover
عملکرد؛ تعویض؛ بازده
metaphor
استعاره
legitimate
درست؛ قانونی؛ proper
fauna
جانوران؛ حیوانات یک منطقه
flora
گیاهان
spruce
پاکیزه؛ صنوبر
Adopt
اتخاذ کردن؛ قبول کردن
recurrence
بازگشت
monumental
بسیار پر اهمیت
interplay
اثر متقابل؛ فعل و انفعال
forerunner
پیشرو