Level 16 Level 18

80 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
farsighted
محتاط نسبت به آینده
postulate
پیشنهاد کردن؛ فرض کردن؛ حقیقتی رو بعنوان پایه بحث درست گرفتن
put sth/sb forward
to state an idea or opinion, or to suggest a plan or person, for other people to consider
primordial
existing at or from the beginning of time; primeval.
literacy
سواد
stake out sth
to explain your opinion clearly and defend it in a determined way; to watch sb or sth secretly دزدکی جایی رو دید زدن، ادعای مالکیت یا علاقه نسبت به چیزی
patronage
حمایت؛ پشتیبانی
spill out
to flow or fall out of a container
transverse
متقاطع؛ Bent؛ oblique
clarinet
فلوت چوبی
oblique
مورب؛ غیرمستقیم
percussion
اسباب های موسیقی ضربی مثل طبل و تنبک
pluck
دل و جرئت؛ دل و جگر حیوان بعنوان غذا؛ ناگهان بیرون کشیدن؛ چیدن
felt-covered
نمد پوشیده
harp
ساز چنگ
picky
مشکل پسند
fastidious
مشکل پسند
exert
اعمال کردن، بکار بردن
toss
پرتاب کردن
toss sth around
بحث کردن در مورد چیزی
plaster cast
قالب گچی
bust
مجسمه نیم تنه
dismiss
معاف کردن؛ مرخص کردن
bud
جوانه؛ جوانه زدن
clove
میخک
cinnamon
دارچین
maize
ذرت
nutmeg
جوز هندی
fragrance
عطر
boil sth down
to reduce a problem to its simple essentials.
repercussion
عکس العمل
voyage
سفر دریایی
spur sb on
encourage sb
bland
بیمزه
shroud
پوشش؛ زیر پوشش کردن
allure
به طمع انداختن
ward off sb/sth
دور نگه داشتن کسی از چیزی یا جلوی اتفاق افتادن چیزی رو گرفتن به خاطر ضرر و خطراون
thaw
گرم شدن؛ ذوب شدن؛ آب شدن
tosspot
a habitual drinker
revive
احیا کردن؛ زنده کردن
mound
تپه؛ ماهور
symbiotic
همزیستی
parasitism
انگلی
parasite
انگل
intestine
روده؛ امحاء درونی
vertebrate
مهره داران
at times
sometimes; on occasions.
overrun
تاخت و تاز کردن؛ سرتاسر محلی رو گرفتن؛ تجاوز؛
strain
نژاد؛ زور؛ تقلا؛ خصوصیت نژادی؛ زور زدن
inadvertently
غیرعمدی؛ تصادفی
flush out sb/sth
to force a person or animal to leave a hiding place
hinder (v)
مانع شدن؛ به تاخیر انداختن با مشکل تراشی
hinder (adj)
پسین؛ عقبی
acacia
درخت اقاقیا
genus
گونه؛ نوع؛
thorn
خار؛ تیغ
leaflet
کاسبرگ؛ جزوه؛ بروشور؛ بروشور پخش کردن
clip
کوتاه کردن؛ برش زدن؛ برش؛ گیره
overland
از راه خشکی
impetus
عزم؛ انگیزه
maritime
وابسته به دریانوردی
oar
پارو زدن؛ پارو
hull
بدنه کشتی
mast
دیرک؛ دکل
bulk
توده؛ انباشته شدن
thrust
فشار؛ پرتاب؛ فشار آوردن و هل دادن
maneuver
مانور؛ مانور دادن
lateen
بادبان سه گوش
goer
کسی که در راه مشخصی قدم برمیدارد
obliterate
ناپدید ساختن؛ معدوم کردن؛ محو کردن
astrolabe
وسیله ای برای نجوم
dramatic
نمایشی؛ sudden and striking.
transient
زودگذر؛ گذرا؛ فردی که برای مدت کوتاهی در یکجا کار میکند
I was wondering if you happen to have a copy of ...
درخواست مودبانه برای انجام کاری (happen to = وقتی به کار میره که میدونیم شانسش کمه اما شاید وجود داشته باشه)
stratigraphy
چینه شناسی (مطالعه طبقات زمین)
stratum
قشر؛ طبقه
strata
جمع کلمه stratum
ivory
عاج / رنگ عاجی
chip off
تکه کوچکی از چیزی رو کندن
context
environment; condition; circumstances