Level 17 Level 19

80 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
decease
مرگ؛ مردن
niche
طاقچه؛ تورفتگی، جایگاه
pylon
برج؛ در، دَکل
pillar
ستون؛ رکن؛ پایه
deity
خدا
squat
چمباتمه زدن؛ چاق و خپل
peg
گیره چوبی؛ میخکوب کردن؛ محکم کردن
roben
پرنده سینه سرخ
perplex
سردرگم کردن؛ بهت زده کردن؛ گیج کردن
bewilder
گیج کردن؛ سردرگم کردن
flutter
بال بال زدن؛ لرزاندن
starling
سار
overcast
پوشیده از ابر؛ با ابر پوشاندن؛ با سایه پوشاندن
preposterous
مضحک؛ نامعقول؛ absurd
planetarium
افلاک نما؛ سیاره نما
prediction
expectation
impose on
place on
Cheep
جیر جیر؛ جیر جیر کردن
peep
جیر جیر؛ جیر جیر کردن؛ با چشم نیمه باز نگاه کردن؛ نگاه زیرچشمی
swallow
بلعیدن؛ پرستو؛ چلچله
hawk
شاهین
warbler
چکاوک؛ انسان خوش صدا
pinpoint
بسیار دقیق؛ find or locate exactly؛ a tiny dot or point
beggar
به گدایی انداختن؛ بیچاره کردن؛ گدا
derive
gain
inundation
طغیان رود
subsidence
فروکش؛ نشست
subside
فروکش کردن
silt
لجن؛ لای
barley
جو
Sirius
روشن ترین ستاره
obligation
تعهد؛ التزام
heliacal
مرتبط به خورشید؛ شمسی
radiate
پرتو افکندن؛ گسترش پیدا کردن؛ spread؛ fan out
saddleback
نوعی پرنده، حدفاصل بین دوقله کنار هم که شبیه زین اسب می شود. Saddle=زین اسب
gulp
بلع؛ قورت؛ بلعیدن خیلی سریع
fin
باله
sturdy
محکم
feeble
ضعیف
stubby
کوتاه و ضخیم؛ dumpy, stocky, chunky, chubby,
arthropod
بندپایان
carnivorous
گوشت خوار
girdle
کمربند؛ کرست؛ احاطه کردن
pelvic
لگنی
pectoral
سینه ای
precursor
فرد یا چیزی که قبل از دیگری می آید
enclosure
محفظه
faithful
با ایمان؛ پایدار؛ وفادار؛ دقیق
chandelier
لوستر
intricate
پیچیده و با جزئیات
stature
قد و قامت
lush
باشکوه؛ میگسار؛ مست کردن
meadow
مرغزار؛ علفزار
dampen
مرطوب کردن؛ تعدیل کردن
detrital
clastic sedimentary rocks are composed of rock fragments
depositional
رسوبی
turbidity
تیرگی؛ مه آلودی
eelgrass
نوعی گیاه دریایی
detrimental
مضر
salinity
شوری
brackish(adj)
شورمزه (شوری به مقدار کم)
tender
پول رایج؛ مناقصه؛ پیشنهاد دادن
barter
داد و ستد کالا؛ معاوضه کردن کالا
pacify
آرام کردن؛ ساکت کردن
miscellaneous
متفرقه؛ گوناگون
deciduous
گیاه برگریز
perennial
دائمی؛ همیشگی؛ گیاه دائمی
intertidal
جایی که موج های بزرگ روی اون رو میگیره و بعد موج های کوچک ازش برمیگرده
seaweed
جلبک و خزه دریایی
fiddler
نقب زن؛ کسی که ویالون میزنه
excrete
بیرون انداختن یا پس انداختن (ماده ای که بعد از هضم غذا باقی می مونه)
offshore
موقعیتی در دریا با داشتن فاصله از ساحل
cobble
سنگفرش؛ کنار هم قراردادن برای ساختن چیزی؛ تعمیر (کفش)
estuary
مدخل ورود رود به دریا یا اقیانوس
inhospitable
(در مورد محیط) سخت برای زندگی؛ نامهربان
hamper
بازداشتن؛ مانع شدن
fringe
لبه؛ حاشیه؛ منطقه مرزی
dredge
لایروبی کردن؛ لایروبی
intently
بدقت؛ مشتاقانه
await
(of a person) wait for (an event).