Level 1 Level 3

77 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
preparedness
آمادگی (مخصوصا برای جنگ)
concur
agree; coincide; همزمان اتفاق افتادن
manifest
بیانیه؛ اعلامیه؛ بارز؛ آشکار؛ آشکار ساختن
subtle
(در مورد تغییر یا تمایز بین اشیا) نامحسوس؛ لطیف؛ ظریف
quiver
ارتعاش؛ تیردان؛ لرزش داشتن یا تکان خوردن
tremble
لرزیدن؛ مرتعش شدن
stiff
cheat somebody out of something, esp money; ignore deliberately; kill; سفت
relevant
applicable; pertinent
terrain
ناحیه؛ زمین
relic
یادگار؛ اثر
seep
چکه کردن؛ تراوش کردن
spring
بهار؛ چشمه
debris
آثار مخروبه؛ باقیماده
shatter
شکستن؛ داغون کردن
epitome
خلاصه؛ شخص یا چیزی که نمونه کاملی از یک نوع خاص از آن چیز هست.
gut
شکم؛ دل و روده؛ جرأت
instinct
غریزه
royalty
اعضای خانواده سلطنتی
priest
کشیش
loyal
وفادار
incidently
اتفاقا
leap year
سال کبیسه
messy
بهم زده؛ بی نظم
fraction
ذره؛ کسر
left over
باقی مانده؛ ته مانده
neat
شسته رُفته؛ منظم؛ a bovin animal
vocal
صوتی
click
صدای کوتاه
burst
شلیک؛ انفجار
forage
علوفه؛ جستجو کردن برای غذا
provision
تدارک؛ تامین (از provide میاد)
sonar
سیستمی برای تشخیص اشیا زیر آب از طریق امواج صوتی
squeal
جیغ زدن؛ فریاد
bark
پوست درخت؛ عو عو کردن
fulfill
تکمیل کردن؛ انجام دادن؛ عملی کردن
put off
به تاخیر انداختن
spacecraft
سفینه فضایی
sarcastic
نیش دار؛ طعنه آمیز
crater
دهانه آتشفشان
flyby
پرواز در ارتفاع کم
canyon
دره عمیق و باریک
colossal
عظیم الجثه
comemmorate
مراسم تجلیل و بزرگداشت برگزار کردن به یاد کسی
clamor
سر و صدا کردن گروهی مردم
unravel
حل کردن
lofty
بلند، (در مورد پشم و textile) ضخیم و مقاوم؛ tall, giant, high
so on and so forth
in addition to other things of the same kind
bacon
گوشت پهلو و پشت خوک
beacon
چراغی که روشن بودن آن به منزله هشدار یا فرستادن اطلاعات هست مثل چراغ برج دریایی
pedestal
رو پایه قرار دادن؛ ترفیع دادن؛ پایه ستون؛ a position in which sb is greatly admired
tribute
خراج؛ باج؛ تکریم؛ احترام
openness
پذیرش؛ receptiveness
endurance
پایداری؛ تحمل
prominence
امتیاز، برجستگی؛ برتری
permanence
بقاء؛ دوام
invade
حمله کردن؛ هجوم آوردن
coarse
درشت؛ ضخیم
propagule
بخشی از گیاه که از گیاه host جدا شده و قابلیت رشد دارد
spore
هاگ
disturbance
اختلال
plow
شخم زدن؛ شخم کردن
weed
علف هرز
dispersal
پراکندگی
moist
مرطوب
viable
ماندنی؛ قابل دوام
hemlock
شوکران
germinate
سبز شدن؛ جوانه زدن
climatic
آب و هوایی
ameliorate
اصلاح شدن؛ اصلاح کردن؛ بهتر کردن
ruling family
خانواده حاکم
displace
جابجا کردن؛ تبعید کردن
pension
مستمری گرفتن
faraway
دور
attendant
ملازم؛ همراه
attendant(adj)
occurring with or as a result of; accompanying
revenue
درآمد
venue
محل برگزاری