Level 19 Level 21

80 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
endow
وقف کردن؛ اعطا کردن
cohesive
منسجم
gripe
گله؛ شکایت؛ گله کردن؛ نق زدن
mill
ماشین؛ کارخانه؛ آسیاب کردن؛ حرکت به اطراف با حالت سردرگمی
rapport
رابطه ای که افراد همدیگر را کاملا درک میکنند؛ close relationship
oneness
یگانگی؛ وحدت؛ همبستگی
solidarity
انسجام؛ اتحاد؛ همبستگی
solicit
درخواست گرفتن چیزی از کسی
size up
بررسی چیزی؛ ارزیابی
dispense
توزیع کردن؛ معاف کردن، از شر چیزی خلاص شدن
shun
اجتناب یا طرد کردن همیشگی کسی یا چیزی از روی نفرت یا احتیاط
ostracize
طرد کردن کسی از جامعه
antipathy
انزجار
hatred
نفرت
elicit
بیرون کشیدن؛ obtain
conform
مطابقت کردن؛ comply
comply
اجابت کردن خواسته کسی؛ موافقت کردن؛ برآوردن
cue
نشانه؛ چوب بیلیارد؛ اشاره کردن؛ با چوب بیلیارد توپ رو زدن
algae
جلبک و خزه دریایی
attest
شهادت دادن؛ گواهی دادن
circadian
شبانه روزی
disorient
make sb to lose their sense of direction
resent
خشمگین شدن
indignation
خشم؛ غیظ
drift
آهسته حرکت کردن؛ توده یخ که حرکت میکنه
predominate
be the strongest or main element; be greater in number or amount.
dominate
have a commanding influence on; exercise control over.
neonate
نوزاد پستانداران؛ نوزاد انسان
diffuse
پخش کردن؛ منتشر کردن
vogue
رسم معمول و متداول؛ محبوب و پر طرفدار؛ رقصی که با موسیقی باشه و حرکات یه نفر تقلید بشه
vague
مبهم
habituate
عادت دادن؛ عادت کردن
word-hoard
دیکشنری
fearsome
مهیب
abound
فراوان بودن
take pride
feel proud of
tar
قیر
gypsum
سنگ گچ
foremost(adj, adv)
بهترین؛ جلوترین؛ در درجه اول
prefigure
از پیش نشان دادن؛ از پیش تصور کردن
epic
حماسه؛ حماسی
ordeal
مصیبت؛ امتحان سخت برای اثبات بی گناهی؛ trial
settlement
زیستگاه؛ توافق
inadvertently
سهوا؛ اتفاقی
fowl
مرغ؛ ماکیان
eradicate
ریشه کن کردن
kindle
روشن کردن، بر افروختن
extinguish
خاموش کردن آتش
datable
قابل تعیین تاریخ
stump
ریشه؛ کنده درخت؛ دخیل بودن در کمپین سیاسی؛ گیج کردن؛ سخت بودن؛ سفر سیاسی کردن
sapling
نهال
rot away
decomposition; decay
matchstick
چوب کبریت
suppression
توقیف؛ فرونشانی
understory
a layer of vegetation beneath the main canopy of a forest.
tumble
زمین خوردن ناگهانی؛ علامت دوستانه ای که وقتی کسی رو میشناسیم بهش میدیم؛ ناگهان لغزیدن و زمین خوردن
inland
بخشی از زمین که از ساحل دوره
Insular
مربوط به جزیره؛ منزوی
decisive
قاطع
vellum
پوست گوساله
octavo
ورق بزرگ
contract
قرارداد بستن؛ منقبض شدن
phenomena
occurrence
cast
قالب زدن
mold
قالب؛ کپک؛ قالب زدن؛ کپک زدن
sprang up
develop; grow
monastic
رهبانی، مربوط به راهب ها
sneer
استهزاء؛ استهزاء کردن؛ تمسخر کردن؛ پوزخند زدن
typeface
سبک حروف؛ طراحی حروف
slant
شیب؛ شیب پیدا کردن
initiative
ابتکار عمل؛ پیش قدمی
navigable
قابل کشتیرانی
tariff
تعرفه, تعرفه بندی کردن
conducive
مساعد؛ سودمند؛ منجر شونده
thrift
صرفه جویی
thrifty
صرفه جو
drain
زه کشی؛ آب کشیدن
marsh
مرداب
fen
مرداب
burgeon
رو به رشد