Level 2 Level 4

80 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
take away
حذف کردن چیزی
entice away
متقاعد کردن کسی برای ایجاد تغییر در چیزی
entice
جلب کردن؛ فریفتن؛ اغوا کردن
peasant
دهقان؛ کشاورز
patron
حامی
sever
بریدن؛ جدا کردن
census
آمار؛ سرشماری
roam
پرسه زدن؛ گشتن؛ move aimlessly
aristocracy
طبقه اشراف
render
provide or give service, help, etc.; cause to become; make
bureaucrat
مامور دولتی
deed
سند؛ با قباله واگذار کردن؛ عملی که از روی آگاهی و عمد انجام میشود
compulsory
اجباری
handicraft
هنر دستی
diminish
کم شدن؛ کاستن
harsh
ظالم؛ خشن، ناملایم
sting
نیش؛ گزیدن؛ نیش زدن
fierce
وحشی؛ درنده؛ تندخو
forage
دنبال غذا گشتن؛ علوفه
clumps
تخته اضافی کفش؛ توده
tract
اثر؛ حد؛ مقاله؛ رساله؛ وسعت
process
فهم و درک
escalate
تشدید کردن
protract
دراز کردن؛ طول دادن؛ امتداد دادن
dawn
سحر؛ سپیده دم؛ (of a day) begin; become evident to the mind; understand
contest
رقابت؛ دعوا؛ اعتراض داشتن به؛ مشاجره کردن؛ مسابقه
grapple
گلاویز شدن؛ دست به گریبان شدن
aerial
هوایی (آنتن هوایی رادیو)
mortality
مرگ و میر
face off
take up an altitude of confrontation esp. at the start of a fight or game
boast
به رخ کشیدن
calligraphy
خطاطی؛ خوشنویسی
parchment
کاغذ پوستی
luxury
لوکس
court(v)
risk; please (لطف کردن به کسی در صورتی که نفعی داشته باشه)
court(n)
زمین بازی تنیس؛ دادگاه؛
commission
ماموریت؛ کمیسیون؛ گماشتن
supplant
از ریشه کندن؛ جای چیزی رو گرفتن
practitioner
پیرو
spur
به جلو راندن، هل دادن، انگیزه دادن، تشویق کردن
souk
market; بازار
correspondence
مکاتبات
inscription
نوشته؛ کتیبه
vizier
وزیر (در کشورهای مسلمان)
repertory
مخزن؛ کاتالوگ
nevertheless
با این اوصاف؛ با این حال؛
floral
گل دار؛ از گل میاد
secrete
ترشح کردن؛ تراوش کردن؛ پنهان کردن
poplar
سپیدار
hawthorn
زالزالک
oak
بلوط
herbivorous
گیاه خوار
whatsoever
به هیچ وجه؛ ابدا؛ هر چه/قدر؛ at all (used for emphasis)؛ whatever
visitation
ملاقات رسمی؛ فاجعه ای که عذاب الهی تلقی میشه
confer
رایزنی؛ مشورت کردن؛ اعطا کردن
perish
نابود کردن؛ هلاک شدن
dispute
رد شدن
skeptical
دیرباور
glory
شادمانی کردن؛ شهرت؛ فخر کردن؛ شکوه؛ عظمت
grasshopper
ملخ
caterpillar
گرم صدپا؛ خون آشام
devour
بلعیدن
burrow
سوراخ کردن؛ نقب زدن
larvae
کرم حشره
corolla
جام گل؛ جام گلبرگ
stigma
انگ، برچسب، کلاله
bud
جوانه؛ جوانه زدن
sepal
کاسبرگ
prey
صید؛ شکار؛ شکار کردن برای تامین غذا
nip
نیشگون گرفتن؛ گاز گرفتن
crisis
بحران
grain
حبوبات؛ غلات
hay
علف خشک
charcoal
زغال چوب
iron ore
سنگ آهن
blast
انفجار؛ جریان مخرب باد؛ ترکاندن
furnace
کوره
pig iron
آهن خام
appetite
اشتها؛ اشتیاق
stagnate
cease to flow or move (of water or air)