Level 3 Level 5

73 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
stagnant
راکد
coal
زغالسنگ
wall(v)
محصور کردن؛ دیوار کشیدن
craft
مهارت؛ هنر؛ پیشه وری
bellow
غرش بلند؛ فریاد بلند بر اثر عصبانیت یا درد
below
زیر، پایین، ذیل
coke
نوشابه کوکاکولا؛ زغالسنگ سوخته؛ فرایند تبدیل زغالسنگ به coke
condense
متراکم کردن
splendid
باشکوه ، باجلال، عالی، براق، پرزرق وبرق. magnificant; very impressive
smelt
گداختن؛ تصفیه کردن، فرایند جداسازی فلز از ماده خام از طریق گداختن
mill
دستگاه؛ ماشین؛ کارخانه
puddle
گودال؛ چاه فاضلاب، گل آلود کردن؛ گِل گرفتن
overboard
به دریا، از کشتی به دریا (قید است)
passion
The suffering and death of Jesus; اشتیاق شدید؛ strong emotion
stand out
to be easily seen or noticed برجسته بودن ،دوام يا ايستادگى کردن
standout
شاخص، برجسته someone or something that is easily noticed, usually because of being much better than others
hop
لِی لِی کردن؛ رقص غیر رسمی؛ لنگان راه رفتن، لی لی کردن ، روی یک پاجستن ، جست وخیز کوچک کردن ، رقصیدن ، پرواز دادن ، لنگان لنگان راه رفتن ، پلکیدن
deplete
ریسورس رو مصرف کردن و خالی کردن
aquifer
سفره اب ،ابزا،ابخيز،سفر،حوزه( در ابهاى زيرزمينى) بدنه صخره نفوذپذیری که آب رو در خودش نگه میداره یا از خودش عبور میده
compromise
سازش کردن؛ مصالحه کردن؛ توافق کردن؛ سازش؛ مصالحه
compromising
شرمسار کردن؛ احترام کمی برای کسی قائل شدن
sustainable
پایدار
ethic
رفتار؛ وابسته به علم اخلاق
Plato
افلاطون
virtuous
با فضیلت؛ پاکدامن، پرهیزکار، باتقوا، پاکدامن ، عفیف، بافضیلت
faculty
استادان دانشکده یا دانشگاه ، استعداد، قوه ذهنی، استعداد فکری.، مجوز قانونی از یک مرجع مخصوصا کلیسا؛ مدرسان دانشگاه؛ استعداد فیزیکی و ذهنی به ارث رسیده
grasp
بچنگ آوردن ، گیر آوردن ، فهمیدن ، چنگ زدن ، قاپیدن ، اخذ، چنگ زنی، فهم.،نیرو برای نگه داشتن یا کنترل چیزی؛ نگه داشتن چیزی؛ فهمیدن موضوع سخت
spirit
روح؛ روان
intellect
عقل؛ خرد؛ هوش؛ قوه درک
affair
امر؛ کار؛ عشق بازی
moderation
میانه روی؛ اعتدال؛ ملایمت
spirited
full of energy and enthusiasm
courageous
شجاع؛ دلیر
just (adj)
عادل؛ منصفانه
meticulous
خیلی دقیق، باريک بين ،خيلى دقيق ،وسواسى
respiration
تنفس
chunk
تکه بزرگ یا کلفت وکوتاه ( درمورد سنگ ویخ وچوب )، (مج. ) کنده ، مقدار قابل توجه .، تکه؛ تقسیم کردن چیزی به چند تکه
deprive
محروم کردن
lifeblood
نیروی حیاتی
allegiance
وفاداری؛ تبعیت، بیعت
violate
نقض کردن چیزی مثل قانون یا قرارداد
vicious
تبهکار؛ بدسگال؛ شریر
disrupt
مختل کردن
abrupt
ناگهانی
vivid
زنده؛ واضح
vividly
به وضوح
brick kiln
کوره آجر پزی
appreciate
فهمیدن و درک کردن ارزش وجودی چیزی
tableware
لوازم میز یا سفره ، ظروف سفره ، کارد وچنگال.
blemish
نقص ظاهری چیزی؛ آسیب زدن به ظاهر چیزی
aesthetic
زیبایی شناختی، وابسته به زیبایی
brittle
ترد، شکننده ، بی دوام، زودشکن .
ware
مطلع، آگاه ، کالا، جنس، اجناس، متاع، کالای فروشی، پرهیز کردن از، حذر کردن .
pottery
سفالگری، کوزه گری، کوزه گرخانه ، ظروف سفالین .
sheer(n, adj, avd)
صرف، محض، خالص، راست، تند، مطلق، بطورعمود، یک راست، پاک ، بکلی، مستقیما، ظریف، پارچه ظریف، حریری،
sheer(v)
تغییر دادن ناگهانی مسیر (معمولا برای قایق)
invariable
ثابت
elusive
گریزان؛ ناپیدا؛ چیزی که پیدا کردن و بدست آوردنش سخت باشه
labor
کار؛ زحمت
deposit
پول؛ سپرده؛ رسوب
dump
محل دفن زباله؛ زباله رو دفن کردن
afield
در صحرا؛ در دشت (قید است)
humble
فروتن؛ خاضع؛ پست؛ درجه پایین از نظر اجتماعی؛ پست کردن؛شکست نفسی کردن
farmstead
مزرعه و ساختمان های آن
indigenous
بومی؛ طبیعی؛ نیتیو
extermination
نابود کردن و کشتن گروهی از مردم یا حیوانات
predation
شکار، شکار گری،
graphically
vividly
substrate
ماده یا لایه ای که زیر چیزی قرار میگیره و یک فرایندی انجام میشه، زیر لایه ، شکل فرعی.سفره ، لایه .
biotic
حیاتی، مربوط به حیات وزندگی
harness
مهار کردن؛ افسار زدن؛ افسار
grind
خرد کردن؛ قِر دادن در رقص؛ صدا یا حرکت خرد کردن
blade
تیغه؛ پره، شمشیر