Level 6 Level 8

80 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
artisan
صنعتگر
ostentatious
خودنما؛ متظاهر
warrior
جنگجو؛ مبارز
contemporary
معاصر؛ شخص یا چیزی که همزمان با یکی دیگه وجود داره
ripple
موج دار شدن؛ بطور موجی حرکت کردن؛ موجی
bushel
پیمانه؛ کیل، پیمانه کردن
bustling
شلوغ
bustle
حرکت کردن با انرژی تمام و راه انداختن سر و صدا
lard
چربی خوک؛ استفاده کردن از چربی خوک برای پختن غذا؛ آراستن صحبت یا نوشته با عبارات متنوع
tallow
پیه نهنگ؛ آغشته کردن چیزی (ته قایق) با پیه نهنگ
prairie
چمن زار؛ نوعی لوکوموتیو بخار
fan out
پخش کردن
rye
نوعی گیاه مثل گندم
bluestem
نوعی گیاه
erect
برپاکردن؛ ساختن؛ راست؛ قائم؛
tangle
درهم و برهم کردن؛ درهم و برهم؛ تعدادی از جلبک های قهوه ای
sod
زمین چمن؛ پوشاندن زمین با چمن؛ برای نشون دادن عصبانیت یک فرد از دیگری هم استفاده میشه
reaper
ماشین درو
not until
not before a stated time or event
proliferation
تکثیر
globe
زمین؛ کره؛ کروی کردن
collectively
مجتمعا؛ با هم
demise
مرگ یه نفر؛ انتقال ملک به شخص دیگه؛ انتقال دادن ملک به شخص دیگه از طریق وصیت نامه
tertiary
سومین؛ قسمت سوم
terrestrial
زمینی؛ مقیم زمین
indefinitely
بطور نامحدود
myriad
بی شمار؛ عدد بسیار بزرگ؛ واحد ده هزارتایی (در تاریخ کلاسیک)
bat
خفاش، چوب؛ چوگان
fern
نوعی گیا (سرخس)
conifer
نوع یدرخت با میوه مخروطی
horsetail
نوعی گیاه
gymnosperm
نوعی گیاه
ectothermic
جانور خونسرد
endotherm
حیوانی که میتونه بدن خودش رو گرم نگه داره؛ حیوان خونگرم
tidal
جزر و مدی
cataclysmic
مربوط به تحولات عظیم طبیعی
escalation
تشدید (a rapid insrease)
notoriously
بدنام؛ رسوا
commute
رفت وآمد؛ رفت و آمد کردن بین خونه و محل کار
surpass
پیش افتادن از؛ بهتر بودن از
utilitarian (ADJ)
طراحی شده به جهت سودمند بودن نه جذاب بودن
millennium
هزاره
mold
قالب؛ کپک؛ قالب زدن
crude
خام؛ نفت خام
discard
دور انداختن؛ طرد شده
intact
دست نخورده؛ سالم
weave
بافندگی؛ بافتن
textile
پارچه؛ مربوط به بافندگی
excavate
کاویدن؛ حفاری کردن
ash
خاکستر؛ خاکستر افشاندن؛ درخت زبان گنجشک
scoop
ملاقه؛ بیرون آوردن؛ گود کردن؛ خاک انداز
bone
استخوان، خارج کردن استخوان از گوشت یا ماهی
faience
سفال
bolt
پیچ؛ پیچ کردن
legible
خوانا؛ واضح
statuary
مجسمه سازی
relief
حجاری؛ تسکین؛ راحتی؛ اسایش خاطر
monument
بنای تاریخی
plunge
فرو رفتن، شیرجه؛ غوطه؛ غوطه ور شدن؛ غوطه ور ساختن
diverge
از هم دور شدن
converge
بهم نزدیک شدن
glance (=glimpse)
نگاه سریع؛ نگاه اجمالی کردن
instructive = informative
آموزنده
erode
gradually wear away/down
trail
دنباله؛ دنباله داشتن؛ دنباله دار بودن
moose
گوزن شمالی
rebound
دوباره به جای اول برگشتن؛ واکنش؛ دارای قوه ارتجاعی
hare
خرگوش؛ با سرعت بالا دویدن
willow
بید
twig
ترکه؛ شاخه کوچیک
juvenile
فرد جوان؛ مربوط به جوانان
survivorship
بقاء
lynx
نوعی گربه وحشی
oscillate
نوسان کردن
retain
نگه داشتن؛ حفظ کردن
monopolize
بخود منحصر کردن؛ امتیاز انحصاری گرفتن
groove
شیار؛ شیاردار کردن
cord
طناب؛ وصل کردن طناب به چیزی
swing
نوسان؛ اهتزاز؛ تاب دادن؛ نوسان کردن؛ تاب خوردن
ornament
زینت؛ تزیین؛ زینت کردن