Level 7 Level 9

80 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
dodge
به سرعت خود را کنار کشیدن، جاخالی دادن
polis
city-state
harmoniusm
tunefull; هماهنگ
fledged
completely developed or trained
fledge
(برای پرنده) تازه بال و پر درآوردن
stranglehold
موقعیتی که در اون کنترل کامل وجود داره و از چیزای جدید جلوگیری میکنه
abolish
از میان بردن؛ منسوخ کردن
obligation
تعهد؛ وظیفه؛ تکلیف
overrule
رد کردن توسط مرجع بالاتر
interim
موقت؛ موقتی؛ فاصله، خلال مدت؛ meanwhile
ruthless
ظالم؛ خشن، ناملایم
succession
جانشینی؛ وراثت؛ توالی
appoint
گماشتن؛ معین کردن؛ منصوب کردن
Coinage
a system or type of money used in a country
embellish
زینت دادن؛ آرایش کردن
reformer
اصلاح طلب؛ مصلح
clan
قبیله؛ طایفه؛ خاندان
corporation
شرکت
deme
a political division of Attica in ancient Greece.
civic
مدنی؛ شهری
Sovereign
با اقتدار؛ شهریار؛ فرمانروا؛ پادشاه
subordinate
تابع؛ وابسته؛ رتبه پایین یا مقام پایین؛ زیردست
delegate
نماینده؛ نمایندگی دادن؛ وکالت دادن
agenda
دستور جلسه
judicial
قضایی
citizenry
شهروندان؛ مردم
focal
مربوط به نکته اصلی یا مرکزی مطلوب؛ کانونی؛ مرکزی؛ of or relating to the center or main point of interest.
exploit
کار برجسته؛ شاهکار؛ utilize؛ harness؛ make the most of؛ make use of
influential
موثر؛ شخص تاثیرگذار؛ powerful؛ dominant؛ authoratative؛ strong
upstage
بالای صحنه تئاتر؛ توجه ها رو به خود جلب کردن؛ outshine؛ outclass؛ eclipse
inferior
lower in rnk, status, or quality; low or lower in position: a person lower than another in rank
seam
درز؛ درز دادن؛ درز گرفتن
ferment
تهییج کردن؛ مخمر شدن؛ مایه تخمیر
even
مسطح و هموار؛ حتی؛ برابر؛ عدد زوج؛ هموار کردن؛ صاف کردن
canopy
سایبان؛ سایبان گذاشتن
stratify
طبقه طبقه کردن
crown
تاج پادشاهی؛ بالای هر چیزی؛ حد کمال؛ تاجگذاری کردن؛ پوشاندن
amphibian
دوزیستان
ambient
محیطی؛
whatsoever
at all; whatever
prevail
شایع شدن؛ چربیدن؛ مستولی شدن؛ چیره شدن
acclimatization
عادت به آب و هوای جدید؛ خوگرفتن
diurnal
روزانه؛ در طول روز
secretion
ترشح؛ تراوش
desiccation
dehydration
bask
حمام آفتاب گرفتن
substrate
لایه
estivate
(of an animal, particularly an insect, fish, or amphibian) spend a hot or dry period in a prolonged state of torpor or dormancy.
nocturnal
شبانه
lethal
مرگبار
mild
ملایم
crevasse
شکاف عمیق مخصوصا در تخته های یخی
attain
بدست آوردن؛ رسیدن
retain
حفظ کردن
hoard
ذخیره کردن
stagnate
دچار رکود
amass
انباشته کردن؛ جمع کردن؛ accumulated
lean
لاغر؛ ضعیف؛ اندک؛ تکیه کردن
mute
لال؛ بی صدا؛ انسان لال؛ بی صدا کردن
peninsula
شبه جزیره
codfish
کیسه ماهی
lower(v)
پایین آوردن؛ تنزل دادن
exclusive
انحصاری؛ منطقه یا گروه یا مردم حفاظت شده
trawl
دام یا تور ماهیگیری؛ با تور ماهی گرفتن
trawler
قایق ماهیگیری
deter
باز داشتن (از قانون شکنی)
shellfish
حلزون صدف دار
toll
عوارض استفاده از پل یا جاده
prospect
چشم انداز؛ پیش بینی؛ دورنما
asset
دارایی
abide
تاب آوردن؛ ساکن شدن؛ ماندن
bulletin board
تابلویی روی دیوار برای نصب اطلاعیه ها
pitch in
To become involved in esp. something helpful
low-key
simple and not attracting attention
flashy
زرق و برق دار و جذاب
compile
گردآوری کردن؛ تالیف کردن
glory
شکوه؛ عظمت
versatile
able to adapt or be adapted to many different functions or activities; متنوع
ethnology
مطالعه نژادها و اقوام
uninformed
بی اطلاع