Level 6
Level 7

Ravan khani


53 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
ارتجالا
یک دفعه ناگهانی
استرحام
طلب رحم کردن
برزن
کوچه
بدسگال
بد اندیش بدذات
بسمل
بسم الله گفتن در هنگام سر بریدن جانوری ذبح شرعی
پلاس
لباس
تصدیق نامه
گواهی نامه
تقریر
بیان کردن گفتن
تکیده
لاغر
درویش خان
از بزرگان موسیقی
دشنه
چاقوی کوچک
دی
دیروز
رهاورد
هدیه سوغات
زنگاری
غبار گرفته
شهناز
نام یکی از دستگاه های موسیقی
ضمایم و تعلیمات
پیوست ها و متعلقات منظور درجه و نشان های نظامی است
طبیعت
ذوق قریحه
طرب
شادی خوشی
طمانینه
آرامش
عادت مالوف
عادت همیشگی
عتاب
سرزنش اخم کردن
فیاض
جوشان جوشنده
لاجرم
به ناچار
مخذول
خوار و خفیف
مطربی
آواز خوانی
مفتولی
سیمی
معاصی
گناه
مندرس
کهنه / پاره پاره
منکر
کار زشت
هلیم
غذایی با گوشت
لاجرم سپر بینداخت و از میدان بگریخت
به ناچار تسلیم شد و پا به فرار گذشت
بر حریف مغلوب که تسلیم اختیار کرده مخذول و نالان استرحام می کرد رحم نیاورد
بر حریف شکست خورده که تسلیم شده و با خفت و خواری التماس می کرد رحم نیاورد
مخور طعمه جز خسروانی خورش که جان یابدت زان خورش پرورش
غذایی به غیر از غذای شاهانه مخور تا جانت به وسیله ی آن پرورش یابد
دمی آب خوردن پس از بد سگال به از عمر هفتاد و هشت سال
لحظه ای آسوده بودن بعد از مرگ بدخواه و بداندیش بهتر از عمر زولانی داشتن اما در سختی بودن
مگر در ریاضی که کمیتش لنگ بود
فقط در درس ریاضی ضعیف بود
به قول نظامی خشت می زد
به قول نظامی شاع پر حرف بود
اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب گر ذوق نیست تو را کژ طبع جانوری
شتر با شعر عربی پیوسته در حالت رقص و شادی است اگر تو ذوق نداری جانور کج طبعی هستی ( از آن جانور هم کمتر هستی )
سجع متوازی
عرب با طرب
دستت خیلی قوت داره
در نقاشی مهارت داری
رهاوردی باب دندان نصیبش شده بود
هدیه ای باب میلش گیر آورده بود
حسودان ننگ نظر و عنودان بدگهر وی را به می و معشوق و لهو و لعب کشیدند
حسودان کوته چشم و دشمنان بد ذات او را به کارهای ناپسند و سرگرمی های بیهوده کشاندند
فی الجمله نماند از معاصی منکری که نکرد و مسکری نخورد
به هر حال همه نوع گناه زشتی کرد و هر نوع شرابی را خورد
من گوش استماع ندارم لمن تقول
من حوصله شنیدن سخن ندارم با من سخن نگو مصراع از سعدی
کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید قضا همی بردش تا به سوی دانه و دام
کبوتری که خانه و کاشانه ای نداشته باشد سرنوشت او را به سوی حوادث ناگوار می کشاند
انسان بی خانمان
کبوتر استعاره از
حوادث ناگوار
دانه و دام مجاز از
عبدالحسین وجدانی
یکی از نویسندگان با ذوق دهه ی سی و چهل معاصر ایران است
عبدالحسین وجدانی
نثر شیوای این نویسنده ی توانا زبانزد همگان است
عبدالحسین وجدانی
داستان خسرو ابتدا در مجله ی یغما و سپس در مجموعه داستان عمو غلام به چاب رسید
عبدالحسین وجدانی
از خاطره ها اثر دیگر اوست
خشت زدن
پر حرفی کردن
کمیتش سنگ بود
ضعف داشتن
مثل شاخ شمشاد
شاد و سرحال بودن