Level 18 Level 20
Level 19

صبح پنج شنبه 93 - نسخه غیرتایپی


59 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
frail
ضعیف، نحیف، شکننده
sturdy
محکم ،ستبر،تنومند،قوى هیکل ،خوش بنیه ،درشت
lethargic
سست، بی حال
verbose
پرحرف، پرگو
unbearable
غیرقابل تحمل، طاقت فرسا
tribe
قبیله
country
روستا، روستایی-- حاشیه-- کشور
forego
پیش رفتن ،پیش از چیزى واقع شدن ،مقدم بودن بر
inhabit
ساکن شدن/بودن --- آباد کردن
ensue
تعقیب کردن ،از پس امدن ،ازدنبال امدن ،بعدامدن
aggravate
بدتر کردن، خشمگین کردن، اذیت کردن
aroma
ماده ء عطرى ،بوى خوش عطر،بو،رایحه
whim
هوس، علاقه دمدمی و ناگهانی
badge
نشان، امضا و علامت برجسته و مشخص
fragility
تردی، شکنندگی
client
مشتری، موکل، ارباب رجوع
proposal
طرح پیشنهادی، پیشنهاد
presentation
ارائه، نمایش
banal
پیش پا افتاده ،مبتذل ،معمولى ،همه جایى
hail
سلام، خوش باش، صدا زدن --- تگرگ
emulate
تقلید، رقابت، چشم و هم چشمی
recognize
شناختن، تصدیق کردن، به رسمیت شناختن
reject
رد کردن
overcome
چیره شدن، غلبه کردن
remorse
پشیمانى ،افسوس ،ندامت ،پریشانى ،غم
stubbornness
خود سرى ،سر سختى ،لجاجت ،کله شقى ،خیره سرى
esteem
اعتبار،اقدام ،رعایت ارزش ،نظر،شهرت ،ارجمندشمردن ،لایق دانستن
charity
نیکو کاری
inspector
نگهبان ،بازرس ،مفتش
health inspector
بازرس بهداشت
explicit
صریح ،روشن ،واضح ،اشکار،صاف ،ساده
perpetual
همیشگى ،ابدى ،مدام
trivial
جزیى ،ناقابل ،ناچیز---مبتذل
rudimentary
ابتدایی، اولیه، ناقص
plenty
فراوان، کافی، متعدد
pill
قرص، دارو
vanish
غیب شدن، ناپدید کردن/شدن
forestall
پیش دستى کردن بر، پیش افتادن ،ممانعت کردن --- کمین ،کمینگاه
squander
اسراف، ولخرجی، تلف کردن
penetrate
نفوذ کردن، رخنه کردن، سرایت کردن، فهمیدن
claim
طلب ،ادعاى خسارت کردن ،دادخواست ،دعوى
inheritance
وراثت، ارث بری
glory
جلال ،افتخار،شکوه ،نور---بالیدن ،فخر کردن
riddle
معما
peril
خطر، بیم، زیان
fragment
قطعه، تکه -- خرد کردن، متلاشی شدن
loan
وام، وام یا قرض دادن، عاریه
deposit
سپرده، ته نشست (رسوب) --- سپرده گذاری کردن
imprisonment
حبس، زندانی شدن
sentence
جمله -- حکم، رای، محکوم کردن
essential
ضروری، واجب
fraudulent
شیاد،کلاهبردار
vulgar
مبتذل، عامیانه، رکیک
witty
شوخ، بذله گو
murderer
قاتل
exhilarate
نشاط دادن ،شادمان کردن ،روح بخشیدن
perplex
بهت زده کردن ،گیج / سردرگم کردن
counter
شمارشگر--- ضربه مقابل، تلافی کردن --- مخالف، معکوس--- پیشخوان، باجه، بساط
assail
حمله کردن ،هجوم اوردن بر