Level 20 Level 22
Level 21

93 : صبح جمعه


50 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
bizarre
عجیب و غریب، نامانوس
distinct
متمایز، واضح، روشن
stable
پایدار، باثبات --- اصطبل، طویله
reckless
بی پروا، بی اعتنا، بی ملاحظه
mild
ملایم ،سست ،مهربان ،معتدل
mildly
به نرمى ،بطور ملایم
picaresque
شخص اوباش ،داستانی که قهرمان ان رذل است
recount
برشمردن ،تعریف کردن --- شمارش مجدد، باز گفتن
accumulate
روى هم گذاشتن ،جمع کردن، روی هم انباشتن
assert
ادعا کردن، اظهار کردن، اثبات کردن
restrict
محدود کردن، منحصر کردن
collapse
سقوط، فرو ریختن، آوار شدن
collusion
ساخت و پاخت ،تبانى ،توافق میان فروشندگان یک کالا یا کالاها
ambivalence
دمدمى مزاجى ، توجه ناگهانى و دلسردى ناگهانى نسبت بشخص یا چیزى --- داراى دو جنبه
chaos
هرج ومرج ،بى نظمى کامل ،شلوغى ،اشفتگى
validity
اعتبار، درستی
combat
مبارزه - رزم، پیکار - به مبارزه طلبیدن
regret
پشیمانی، تاسف، تاثر
convict
محکوم، مجرم، زندانی --- محکوم کردن
undermine
تحلیل بردن، از اساس خراب کردن
accelerate
سرعت دادن، شتاب دادن، تسریع کردن
consist
مرکب بودن، شامل بودن، عبارت بودن از
exclusive
انحصارى ،تنها،منحصر به فرد-- گران ،دربست
frugal
صرفه جو، مقتصد، میانه رو
timid
ترسو،کمرو،محجوب
selective
گزینشی، انتخابی، مبنی بر انتخاب
astute
زیرک، هوشیار
congenial
همخو،هم مشرب ،داراى تجانس روحى ،هم سلیقه
indefatigable
خستگى ناپذیر،خسته نشدنى
flimsy
سست ،بى دوام ،شل و ول ،ناک
indifferent
بی اثر، بی علاقه، بی تفاوت، بی تاثیر، میانه
laden
مملو، پر، سنگین، سنگین بار
warehouse
در انبار نگه داشتن - ware room - ،مخزن ،انبار گمرک ،بارخانه
amenity
a desirable or useful feature or facility of a building or place.
appliance
وسیله، اسباب
strengthen
تقویت کردن
challenge
به مبارزه طلبیدن، به چالش کشیدن
justify
توجیه کردن، حق دادن، ذیحق دانستن
derive
استنتاج کردن ،نتیجه گرفتن ،مشتق شدن ،ناشى شدن از،منتج کردن ،مشتق کردن
good-natured
خوش قلب، خوش خو، مهربان
affable
خوش رفتار، خوش برخورد، مهربان، خوش خو
sarcastic
نیشدار، طعنه آمیز
superficial
سطحی، ظاهری، سرسری
half-hearted
مردد، از روی دو دلی، از روی بی علاقگی
tax policy
سیاست های مالیاتی
criticize
انتقاد، نقد کردن
hedonist
لذت جو
savant
دانشمند،دانا
benefactor
صاحب خیر،ولی نعمت ،نیکوکار،بانى خیر،واقف
beneficiary
ذینفع، بهره بردار