Level 4 Level 6
Level 5

94 : صبح جمعه


52 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
swindle
فریب،تقلب، کلاهبرداری
confirm
تایید کردن، تصدیق کردن
abet
تشویق کردن، برانگیختن، حمایت کردن
jeopardize
به خطر انداختن
impede
مانع شدن، باز داشتن
surrounded
محصور، احاطه شده
possession
مالکیت، تصرف --- ثروت --- خونسردی، تسلط
testify
شهادت دادن، گواهی دادن، تصدیق کردن
opulence
توانگری، وفور، غنا
activism
فعالیت، فرضیه، فلسفه
propensity
گرایش، تمایل، رغبت
elitism
نخبه گرایی
afflict
آزردن، پریشان کردن
medical complications
عوارض پزشکی
craven
شکست خورده، ترسو، ضعیف النفس
sturdy
محکم ،ستبر،تنومند،قوى هیکل ،خوش بنیه ،درشت
immense
عظیم، وسیع، پهناور --- ممتاز، عالی
enlighten
روشن کردن، تعلیم کردن
slave
برده، غلام --- سخت کار کردن
initiate
آغاز کردن، راه انداختن
emancipate
از قید رها کردن، از زیر سلطه خارج کردن
efface
زدودن، پاک کردن
reject
رد کردن
striking
قابل توجه، برجسته، موثر
ornament
زینت، زیور -- تزئین کردن
worn
ساییده، مندرس، پوشیده
ritual
مراسم، تشریفات مذهبی
subtlety
لطافت، نرمی --- زیرکی، تیزبینی
subtleties
پیجیدگی های خاص
preface
مقدمه، پیش گفتار
debt
بدهی، قرض
extemporaneous
موقتی- فی البداهه
divisive
تفرقه انداز، تقسیم کننده
extravagant
گزاف، غیرمعمول، غریب
passionate
احساساتی
salvageable
قابل نجات/بازیابی
ruin
خراب کردن، فاسد کردن
confront
روبه رو شدن، مواجه شدن
extinguish
خاموش کردن، فرونشاندن، کشتن، منقرض کردن
exclude
محروم کردن، مستثنی کردن--- مانع شدن
glean
از این سو آن سو جمع کردن - خوشه چینی کردن
devastating
ویران کردن، تاراج کردن
emerge
پدیدار شدن، بیرون آمدن
predict
پیش گویی کردن، پیش بینی کردن
alleviate
کاهش، کم کردن، سبک کردن، آرام کردن
precede
جلوتر بودن، مقدم بودن
limb
عضو، اندام -- قطع کردن عضو
on your toes
Someone or something that ​keeps you on ​your ​toes ​forces you to ​continue ​directing all ​your ​attention and ​energy to what you are doing
perish
هلاک شدن، تلف شدن، مردن -- نابود کردن
falter
لکنت زبان پیدا کردن،گیر کردن، با شبهه و تردید سخن گفتن
recede
دور شدن، پس رفتن، عقب کشیدن
diminish
کم شدن، کاهش، نقصان یافتن --- کاستن، خرد کردن