Level 2 Level 4

69 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
باب الطّاق
محلّه ای است بزرگ در بغداد
باجگاه
محلّ اخذ عوارض
بارخدایی
بزرگی، سروری
بام
بامِداد، صبحگاه
بازارگاه
کوچه ای سرپوشیده که از دو سوی، دارای دکّان ها باشد. در اینجا مقصود اهل بازار
باز گفت
بیان کرد
بدایت
آغاز، ابتدا
بر اثرِ
به دنبال
برک
نوعی پارچه از پشم شتر
برگردانیدن
تحریف کردن، تغییر دادن
بر نَشستن
سوار شدن
بِرّو بر
بِربِر، با دقّت، خیره خیره
بزه
گناه
بسم الله
شبه جمله است و در سیاق فارسی به معنی آغاز کردن کاری است، بفرمایید
بشاشت
تازه رویی، خوش رویی
بلاغت
چیره زبانی، زبان آوری، بلیغ شدن
بنگ
ماده ای مخدّر که از شاه دانه به دست می آید
بور شدن
شرمنده شدن، خجلت زده شدن
بها و نعَم
ترکیب عربی به معنی "که خوب" "چه خوب"، صورت مختصر فبها المراد و نعم المطلوب
به گمان بودن
تردید داشتن
بهل
بگذار، رها کن
بی روزی
بی نوا و درویش
بیگاه
دیر
باداَفره
مجازات، کیفر
باره
اسب
باسق
بلند
بدیع
نو، تازه، دانشی که در آن از صنعت های کلام و زیبایی های الفاظ نظم و نثر بحث شود
برگستوان
پوششی که جنگاوران قدیم به هنگام جنگ می پوشیدند، پوشش اسبان و فیل ها به هنگام جنگ
بزهکار
گناهکار، مجرم
بوته
ظرفی که از گل مخصوصی بسازند و طلا و نقره و مانند آن را در آن بگدازند
بوته ی آزمایش
کنایه از محک زدن و آزمودن
بادی
آغاز، در اصل اسم فاعل از "بَدَءَ" به معنی شروع کننده
بارگی
اسب
بارگی
اسب
باشد که
به آن امید که
بحبوحه
میان، وسط
بدسگال
بداندیش، بدخواه، صفت فاعلی مرکب مرخّم جانشین اسم
برهمن
پیشوای روحانی آیین برهمایی
بسمل کردن
سر جانور را بریدن، از آنجا که مسلمانان در وقت ذبح جانور "بسم الله الرحمن الرحیم" می گویند به همین دلیل به عمل ذبح این واژه گفته می شود
بقولات
جمع بقول، جمع الجمع
بقول
جمع بَقَل است به معنی سبزی و تره بار
بلا معارض
بی رقیب
بَلَّعتُ
آن را فرو بردم
بناگوش
پسِ گوش
بَنان
انگشت
بهره
حقّ مالک، قسمت صاحب زمین
بی دریغ
بی مضایقه
به مصاف رفتن
رفتن به رزمگاه و جنگ
بادیه
صحرا،بیابان،کاسه ی مسی بزرگ
بارز
آشکار،هویدا،نمایان شونده
بالیدن
مباهات کردن،رشد و نمو کردن
بَث
آشکار کردن،بیان کردن،برانگیختن
بدعت
آیین تازه،رسم نو
بدیهی
روشن،آشکار
برزن
کوی،محله
برنا
جوان
بری
بی گناه،پاک
بط
مرغابی
بطلان
ضایع شدن،تباه شدن
بغض
دشمنی،کینه
بلاد
شهرها،جمع بلده
بلاغت
زبان آوری،فصیح بودن
بیختن
الک کردن،غربال کردن
بیغوله
ویرانه،بیراهه،کنج
بالمرّه
یک باره
برائت
بیزاری،پاک شدن از عیب و تهمت
براعت
برتری،بزرگواری،بلندی
برهه
روزگار
بقاع
جمع بقعه،مکان های متبرکه