Level 4 Level 6

85 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
تاخته
تازان، صفت مفعولی به معنای فاعلی چون فعل آن لازم است
تازی
عربی، در اینجا مقصود اسب عربی است
تَبَتُّل
از جهان بریدن، از مردم بریدن
تراویدن
چکیدن، تراوش کردن آب و شراب و امثال آن
تپش
اضطراب ناشی از گرمی و حرارت
ترنج
بالنگ، از مرکبات
تریاق
پادزهر، ضدّ زهر
ترید
تریت، ریزه کردن نان در دوغ و آب گوشت و امثال آن
تضرّع
خواری کردن، فروتنی کردن، زاری کردن
تعریض
به کنایه سخن گفتن
تعلیمی
عصای سبک که به دست گیرند
تفقّد
دل جویی
تگ
دو، دویدن، عمق
تلطّف
نرمی کردن، مهربانی کردن
تنزیل
فرو فرستادن، نازل کردن، مقصود قرآن کریم است
تنعّم
تن آسائی، فرو رفتن در ناز و نعمت
توفال
تخته های نازک و باریک که به سقف اتاق میکوبند و روی آن کاه گل یا گچ می کشند
توسنی
سرکشی، عصیان، صفت اسب
تهجّد
شب بیداری، شب زنده داری
تیز تیز
با خشم
تاک
درخت انگور
تتمّه
به جای مانده، باقی مانده ی چیزی
تجلّی
نمودار شدن، هویدا شدن
تحجّر
مثل سنگ سخت شدن، در اصطلاح شکل گرفتن اندیشه ای در ذهن کسی به طوری که تغییر آن غیرممکن نماید
تحیّر
سرگشته شدن، سرگردانی
تخمیر
سرشتن، مایه زدن
تذرو
قرقاول، نام پرنده ای
تراژدی
نوعی نوشته یا نمایش نامه که موضوعی غم انگیز دارد
ترسا
نصرانی، مسیحی
تزار
پادشاهان روسیه در گذشته
تضرّع
زاری کردن، التماس کردن
تضریب
فتنه انگیزی، دو به هم زنی
تفاخر
به خود نازیدن، به یکدیگر فخر کردن
تَفته
بسیار گرم شده، گداخته
تفرّس
دریافت چیزی به علامت و نشان، دریافت به فراست
تقریر کردن
بیان کردن، روشن ساختن
تقصیر
گناه، کوتاهی کردن، کوتاهی
تک
دو
تک
عمق، ژرفا
تل
هر چیزی بر روی هم خرمن کرده باشند، تپّه، پشته
تلبیس
نیرنگ، پنهان کردن حقیقت
توزی
منسوب به توز، پارچه ی نازک کتانی که نخست در شهر توز میبافته اند
توقیع
امضا کردن نامه و فرمان
تاس
کاسه ی مسی که با خود به حمام میبردند
تپق
گرفتگی زبان
ترفیع
بالا بردن
ترگ
کلاه خود
تصنیف
نوعی شعر که با آهنگ موسیقی خوانده شود
تعلّل
بهانه کردن، بهانه آوردن، بهانه جویی
تغیّرات
جمع تغیّر، دگرگون شدن، برآشفتن، خشمگین شدن
تفتیش
بازرسی، بازجست، واپژوهیدن
تقریر
بیان، بیان کردن
تموز
ماه اول تابستان، از ماه های رومی است
تنبوشه
لوله ی سفالین یا سیمانی کوتاه که در زیر خاک یا میان دیوار گذارند تا آب از آن عبور کند
تنبّه
بیداری، آگاهی، هوشیاری
توتیا
اکسید طبیعی و ناخالص روی که محلول آن گندزدایی قوی است. در قدیم این اکسید را در جوش های بهاره و جوش های تراخمی به صورت گَرد روی پلکها می پاشیدند . این ماده ی شفابخش در تعبیر شاعرانه وسیله ای است برای روشنایی چشم. توتیا را با سرمه نباید اشتباه کرد
تورّم علمی
افزایش مداوم و بی رویه ی سطح عمومی قیمت ها
تورّم غیرعلمی
آن است که تورّم مثلاً بر اساس شایعات یا امور مصنوعی به وجود آید
تغلیظ
ستبر و درشت کردن
تازک
قله،فرق سر،قسمت اعلای هر چیز
تارک
ترک کننده
تاق
نوعی درختچه از تیره ی اسفناجی ها
تالی
پیروی کننده،تلاوت کننده
تأنّی
درنگ کردن،تاخیر کردن،سستی کردن
تحدید
محدود کردن
تحذیر
بیم دادن،ترساندن،منع کردن
تحفه
ارمغان
تذکار
یادآوری،ذکر کردن
ترکش
تیردان
تصانیف
نوشته ها،جمع تصنیف
تصنّعی
ساختگی،مصنوعی
تعب
رنج،درد
تعدّی
دست اندازی،تجاوز کردن
تعویذ
حرز،دعایی که بر کاغذ می نویسند و به گردن یا بازو می بندند
تغیّر
برآشفتن،خشمگین شدن،دگرگون شدن
تکاپو
جست و جو،رفت و آمد به شتاب
تمسّک
چنگ زدن،دستاویز ساختن،متوسل شدن
تمکّن
دارایی،توانا شدن
تیه
بیابان بی آب و علف،گمراهی
تیمار
غم و اندوه
تألّم
اندوهگین شدن
تأمّل
نیک نگریستن،اندیشه کردن،دقت کردن در امری
تماشا
دیدن،گشت و گذار،گردش کردن
تنازع
خصومت کردن،ستیزه کردن
توجیه
روی کسی را به سویی برگرداندن،توضیح دادن مطلب