Level 1 Level 3
Level 2

LESSON 2


52 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
attain
دست يافتن ،نائل شدن ،موفق شدن ،تمام کردن ،بدست اوردن ،بانتهارسيدن ،زدن
widespread
extensive, prevalent,rife , گسترده ، شایع
advent
ظهور و ورود , arrival
exceed
متجاوز بودن از،متجاوز شدن از،تجاوز کردن ،متجاوز بودن ،تجاوزکردن از،بالغ شدن بر،قدم فراتر نهادن
explicit
صريح ،روشن ،واضح ،اشکار،صاف ،ساده
monitor
نظارت کردن ، کنترل کردن
procedure
طرزکار،طريقه فرايند،اقدام ،ايين کار،روش کار،شيوه ،دستورالعمل ،روال ،رويه ،طرز عمل ،روش ،ايين
commitment
تعهد ، التزام
inhibition
restraint, obstruction, impediment, retardation , جلوگیری ، ممانعت
manipulate
ماهرانه عمل کردن ، دستکاری کردن ، مهارت به خرج دادن
contradiction
تضاد ، تناقض
scrutinize
examine closely, inspect, survey ، موشکافی کردن، به دقت بررسی کردن
retrospect
نگاه به گذشته
subtle
جزئی ، ظریف
precede
مقدم بودن ،جلوتر بودن از،اسبق بودن بر
destitute
فقیر ، بینوا poor,penniless,impoverished
degenerate
رو به انحطاط رفتن ، تنزل پیدا کردن
vital
حیاتی
agitate
بحث کردن ، پریشان کردن
discriminate
تبعيض قائل شدن ،با علائم مشخصه ممتاز کردن
inherent
ذاتى ،اصلى ،چسبنده
pursue
تعقیب کردن ، ادامه دادن ، دنبال کردن
Conflict
A fight. A battle, especially a long one، تضاد ، تعارض
consistent
adj. firm, coherent; steadfast , ثابت ، همسان
obligatory
واجب ، الزامی
Restrict
To limit. To prevent from increasing or becoming larger محدود کردن
identical
برابر،همانند،يکسان ،همان ،مساوى
component
element, part ، مولفه ، جزء
virtual
مجازی ، نزدیک به ، عملا
rational
معقول ،عقلانى ،منطقى
authentic
صحيح ،معتبر،درست ،موثق ،قابل اعتماد
Constitution
The written general laws and ideas that form a nation's system of government ،ساختار، قانون اساسي
mutual
تعاونى ،دوسره ،از دو سره ،بين الاثنين ،دو طرفه ،متقابل ،دو جانبه
voluntary
عمدى ،ارادى ،اختيارى ،داوطلبانه ،به خواست
arbitrary
based on whim, dictatorial ، خودسرانه ، دلبخواهی
inevitable
نا چار،نا گزير،اجتناب نا پذير،چاره نا پذير،غير قابل امتناع ،حتما،حتمى الوقوع ،بديهى
achieve
دست يافتن ،انجام دادن ،بانجام رسانيدن ،رسيدن ،نائل شدن به
confine
نگاه داشتن ، اسیر کردن ، محدود کردن
compile
همگردانى کردن ،جمع اورى کردن ،توده کردن ،همگرادنى کردن ،گرداوردن ،تاليف کردن
induce
متقاعد کردن ، باعث شدن
conceive
درک کردن ،حمل کردن ،حامله شدن ،ابستن شدن ، تصور کردن
Dispute
To oppose strongly by argument. An angry debate مشاجره کردن
contraction
انقباض
obstacle
مانع ، block
Restrain
To keep controlled. To limit action by a person or group مهار کردن، جلوگيري کردن
reflect
باز تابيدن ،منعکس شدن
innovation
حرکت جديد،نواورى ،بدعت ،ابداع ،تغيير،چيز تازه ،نو اورى
implicate
دلالت کردن (بر حضور فردی در امری ناپسند)ا
deviation
انحراف ، انحراف جنسی
obstruct
hinder,impede,hamper ، مانع شدن
trait
ويژگى ،نشان ويژه ،نشان اختصاصى ،خصيصه
possessive
ملکی ، حساس به دارایی ، عدم تمایل به قرض داد دارایی ها