Level 2 Level 4
Level 3

LESSON 3


53 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
convert
تبدیل کردن
Intervene
To come between. To come between in order to settle or solve وساطت کردن
accompany
همراهی کردن
disperse
پراکنده کردن ، متفرق شدن
expansive
گسترده ، وسیع
substitute
جانشین کردن
correspond
مطابق(مانند) بودن،رابطه داشتن ، مکاتبه کردن
advocate
دفاع کردن ،طرفدارى کردن ،حامى ،طرفدار،وکيل مدافع
Undertake
عهده دار شدن بر عهده گرفتن ،تعهد کردن ،متعهد شدن
contend
رقابت کردن ،ادعا کردن
devote
وقف کردن ،اختصاص دادن ،فدا کردن
derive
استنتاج کردن ،نتيجه گرفتن ،مشتق شدن ،ناشى شدن از
undergo
تحمل کردن ،دستخوش( چيزى )شدن ،متحمل چيزى شدن
glance
نظر اجمالی ، نگاه انداختن ، نگاه کردن glimpse
articulate
شمرده (واضح) سخن گفتن ، سخنور
Affect
To produce an effect on. To influence، تاثیر گذاشتن ، متاثر کردن
insight
بينش ،بصيرت ،فراست
coherence
پیوستگی ، انسجام
scope
حیطه ، محدوده ، حوزه
proceed
پیش رفتن ، ادامه دادن
remnant
باقی مانده ، اثر
Deal
To have to do with, to buy or sell معامله، سر و کار داشتن با
solidarity
اتحاد،انسجام ،بهم پيوستگى ،مسئوليت مشترک ،همکارى ،همبستگى
reveal
disclose, divulge آشکار کردن ، فاش کردن ، نشان دادن
Amend
To add to or to change a proposal or law اصلاح کردن
acquire
formal to obtain something by buying ، بدست آوردن
confound
confuse , bewilder, baffle گیج کردن ، متحیر ساختن
enhance
intensify; heighten اصلاح کردن ، ارتقا دادن
trigger
شروع کردن ، به راه انداختن ، فعال کردن
coincide
منطبق شدن ، مقارن شدن ، همزمان بودن
surge
افزایش شدید و ناگهانی ، حرکت سریع
assimilate
جذب کردن ، همانند ساختن و یکی کردن
denote
دلالت داشتن ، معنی دادن
implement
اجرا کردن ،ابزار،اسباب ،انجام دادن
delineate
مشخص کردن ، معین کردن
undermine
ضعیف کردن ، تحلیل بردن
comply
obey ، تبعیت کردن
fluctuate
نوسان کردن ،بالا وپايين رفتن ،ثابت نبودن
distribute
پخش کردن ،تقسيم کردن ،تعميم دادن ،توزيع کردن
deviate
منحرف کردن
indispensable
واجب ،حتمى ،چاره نا پذير،ضرورى
regulate
تعديل کردن ،تنظيم کردن ،ميزان کردن ،درست کردن
coordinate
کوئور دينانس شدن ،متناسب کردن ،هماهنگ کردن ،سازماندهی کردن
interpret
تفسير کردن ،ترجمه کردن ،ترجمه شفاهى کردن
Violate
To fail to obey or honor. To break an agreement تجاوز کردن , نقض کردن
infringe
violate , تخلف کردن
differential
تفاوت ، تفاضلی
decent
اراسته ،محجوب ،نجيب
potent
قوی
probe
تحقیق کردن ، معاینه کردن ، بررسی کردن
navigate
ناوبرى کردن ،رهیابی کردن ،هدايت کردن( هواپيماو غيره)
ponder
عمیق اندیشیدن ،درباره چیزی فکر کردن contemplate
expound
توضیح دادن(به طور دقیق )ا