Level 3 Level 5
Level 4

LESSON 4


52 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
compel
مجبور کردن
impede
بازداشتن ،مانع شدن ،ممانعت کردن
assign
نسبت دادن ،تعيين کردن ،مقرر داشتن
circulate
به گردش در آمدن ، چرخیدن ، پخش شدن ، منتشر شدن
justify
توجیه کردن ، حق دادن به
authority
اختیار ، قدرت
accessory
فرعی ، جانبی
Resign
To leave a position, job or office استعفا دادن
supplementary
مکمل ، تکمیلی
circumscribe
محدود کردن
consist
شامل بودن ، عبارت بودن از
sophisticated
پیچیده ، خبره و ماهر
promote
ارتقاء پیدا کردن ، ترفیع گرفتن ، ترویج دادن
Involve
To take part in. To become a part of. To include درگير شدن
comprise
دربرداشتن ،شامل بودن
inclination
تمایل
intensify
تشدید کردن
detect
یافتن ، پی بردن
segment
تقسیم کردن ، بخش ، قطعه
displace
جابجا کردن
Convention
A large meeting for a special purpose همايش، قرارداد
incorporate
جا دادن ، یکی کردن
abstain
خودداری کردن ، امتناع کردن ، desist , refrain
antecedent
مقدم ، پیشین
deficient
دارای کمبود ، ناقص
criteria
ضوابط،معيارها
principle
اصل ، قاعده
phenomenon
پدیده
divergence
انشعاب ، واگرایی ، اختلاف
underestimate
دست کم گرفتن ، پائین تخمین زدن ، کمتر از حد برآورد کردن
subsidiary
تابع ، فرعی less important than but related or supplementary
impartial
بی طرف ، منصفانه
dominant
مسلط ، غالب
sovereignty
حق حاکمیت ، قدرت سلطه
celebrated
مشهور
extravagant
ولخرج ، بیش از حد لازم ، افراطی
disposed
مایل ، آماده
mature
بالغ ، رسیده ، پخته ، جا افتاده ، سنجیده
haphazard
اتفاقی
preliminary
ابتدائى ،اوليه ،مقدمات ،ابتدايى ،امتحان مقدماتى
Resource
Anything of value that can be used or sold منبع
circumstances
مقتضیات ، شرایط
domain
قلمرو ، حوزه
initiative
ابتکار عمل ، پیش قدمی ، برنامه
complement
مکمل ، تکمیل کردن a thing that completes or brings to perfection
discrepancy
اختلاف ، تفاوت
consensus
اجماع ، موافقت عمومی
confluence
تلاقی ، همگرایی
compromise
توافق ، مصالحه
arena
استادیوم ، میدان مسابقه
status
شان ، مقام
expenditure
هزینه ، خرج ، مصرف