Level 4
Level 5

LESSON 5


52 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
concept
مفهوم ، تصویر کلی
survival
بقا
infrastructure
زیر ساخت ، زیر بنا
portion
بخش ، قسمت
dilemma
وضع دشوار ، دو راهی
affiliate
مربوط بودن
essence
ذات ، ماهیت
fallacy
استدلال غلط ، سفسطه
bearing
تاثیر (ارتباط) ،رفتار
converge
همگرا شدن
equivalent
برابرى ،مساوى ،معادل ،هم بها،برابر،مشابه ،هم قيمت ،مترادف ،هم معنى ،همچند،هم ارز
interject
بین صحبت کسی آمدن ، سخن کسی را قطع کردن
appreciate
قدردانى کردن( از)،تقدير کردن ،درک کردن
magnitude
اهمیت،اندازه، بزرگی
gamut
حیطه ، حدود
prospect
نمود،درنما،معدن کاوى کردن ،دور نما،چشم انداز،انتظار،پيش بينى ،جنبه ،منظره
virtue
فضيلت ،مزيت ،تقوا،پرهيزکارى ،پاکدامنى ،عفت ،خاصيت
extract
استخراج کردن ، بیرون کشیدن
distinction
تمایز ، فرق
acquisition
کشف ،تحصيل ،تملک ،فراگيرى ،اکتساب ،استفاده ،(حق ).مالکيت
apparatus
تجهیزات ، وسایل ، دستگاه
subsequent
متوالی ، پشت سر هم ، بعدی ، پس از آن
compulsory
اجباری،الزامی
conclusive
قطعی ، نهایی
impact
برخورد کردن ،برخورد،اصابت گلوله ،بهم فشردن ،پيچيدن ،زير فشار قرار دادن ،با شدت ادا کردن ،با شدت اصابت کردن ،ضربت ،فشار،تماس ،اصابت ،اثر شديد،ضربه
vogue
رسم متداول ، مد
posture
وضع ،حالت ،پز،چگونگى ،طرز ايستادن يا قرار گرفتن ،قرار دادن
standpoint
نقطه نظر ، دیدگاه
disclose
افشا کردن ، برملا ساختن(راز) ، نمایان کردن ، فاش کردن
impetus
نیروی محرک ، انگیزه
Incident
An event or something that happens رويداد
predisposition
استعداد ، زمینه قبلی ، تمایل
intrinsic
بيواسطه ،ذاتى ،اصلى ،باطنى ،طبيعى ،ذهنى ،روحى ،حقيقى ،مرتب ،شايسته
contrary
مخالف ،معکوس ،مقابل ،خلاف
predominant
غالب ،مسلط،حکمفرما،نافذ،عمده ،برجسته
enthusiasm
هواخواهى با حرارت ،شوروذوق ،غيرت ،جديت ،(م.م)الهام ،وجدوسرور،اشتياق
converse
معکوس ، صحبت کردن
prime
اولیه ، ابتدایی ، اصلی
redundant
اضافی ، مازاد بر احتیاج
instantly
فورا ، بلافاصله ، بی درنگ
rigorous
دقیق و کامل ، سخت ، شدید
Intense
Very strong. Extremely serious زياد، شديد
revival
احیا
endeavor
کوشش ،جد و جهد،سعى بليغ ،تلاش کردن ،کوشيدن
comprehensive
جامع ، کامل ، گسترده
preoccupy
از پیش اشتغال کردن
spontaneous
خود به خودی ، فوری ، بی اختیار
tremendous
مقدار زياد،شگرف ،ترسناک ،مهيب ،فاحش ،عجيب
elicit
استخراج کردن ، بیرون کشیدن
enumerate
بر شمردن ، یک به یک شمردن
pinpoint
دقیق تعیین کردن
presume
فرض کردن ،مسلم دانستن ،احتمال کلى دادن ،فضولى کردن