Level 17 Level 19
Level 18

The law


69 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
actions
اقدامات
arson
حریق عمدی
convict
محکوم
crime rate
نرخ جرم
deterrent
عامل بازدارنده
fraud
کلاهبرداری
imprisonment
حبس
inequality
نابرابری
intent (with intent to do sth)
قصد و نیت
intrusion
مزاحمت، ورود، دخول سرزده و بدون اجازه،
kidnapping
گروگانگیری
motive
انگیزه پنهان، انگیزه
murder
قتل
pickpocketing
جیب بری
offence
قانون شکنی، جرم
prevention
جلوگیری
prison
زندان
prisoner
زندانی
property crime
جرایم مالی
prosecutor
a lawyer who is trying to prove in a court of law that someone is guilty of a crime
protection
حراست
punishment
مجازات
recklessness
بی ملاحظگی، بی کله بودن در رانندگی
smuggling
قاچاق
social system
نطام اجتماعی
swearing
دشنام، فحش
the accused
متهم
vandalism
خرابکاری، آسیب زدن به اموال عمومی
victim
قربانی
violation (of sth)
نقض
drug-related
مربوط به مواد مخدر
evil
بد، شر و شرورانه
guilty
مرتکب ،گناهکار،مقصر،بزهکار،مجرم ،محکوم
harsh
تند و خشن، severe and unpleasant
innocent
بی گناه
intentional
عمدی
law-abiding
تابع قانون
non-violent
غیر خشونت آمیز
on trial
در حال محاکمه
offensive
توهین آمیز
petty crime
جرم کوچک و خرده
punishable
دارای مجازات، قابل مجازات
random
تصادفی و غیر عمد
strict
سرسختانه
unintentional
غیرعمدی
victimless
بدون قربانی
abide (by)
مطیع قانون یا تصمیم بودن
abolish
برانداختن , ازمیان بردن , منسوخ کردن.
deter (someone from doing sth)
بازداشتن
enforce
اجراکردن‌ ، (بازور) از پیش‌ بردن‌ ، وادار کردن‌ ،
imprison
به زندان انداختن
monitor
نظارت کردن، دیده بانی کردن
obey
از قانون پیروی کردن
offend
رنجاندن، دلخور کردن
perpetrate
commit
prove
ثابت کردن، اثبات کردن
punish
مجازات کردن
resent
آزرده خاطر شدن ، دلخور شدن ، رنجیدن
respect
احترام گذاشتن
violate
نقض کردن
accept the consequences
پذیرفتن عواقب کار
convict a criminal
مجرم را محکوم کردن
impose a fine
جریمه اعمال کردن
pass a law
قانون تصویب کردن
solve a crime
حل کردن معمای جنایی
sanction
تحریم، تنبیه
insane
شخص مجنون و دیوانه
elusive
دور از دسترس
anti-social behaviour
رفتار ضد اجتماعی