Level 13 Level 15
Level 14

دوسوسور، اشتراوس و دریدا ) ساختارگرایی و پساساختار


40 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
اندیشه ی اجتماعی فرانسه ی پس از جنگ محصول کدام جنبش نظری است؟
ساختارگرایی و پساساختارگرایی
ساختارگرایی فرانسه واکنشی در برابر چه بود؟
سنت فلسفه ی انسان گرا به ویژه اگزیستانسیالیسم
جایگاه فرد در ساختارگرایی
فرد محصول نیروهای غیرشخصی است
هدف ساختارگرایی
کشف ساختارهای عمیقی که به جهان انسجام می بخشد
جهان در ساختارگرایی
برمبنای اصولی ناخودآگاه اما قائده مند شکل گرفته است/ وجود الگوهای ساختاری در پس صورت ظاهری جهان
ریشه ی نظریه ساختارگرایی در کدام است؟
مارکسیسم، فروید و جامعه شناسی کنت و دورکیم و تحولات در زبان شناسی
ویژگی های زبان از دید دوسوسور
سیستمی از نشانه ها که معنایشان ناشی از نسبت یا رابطه ی تفاوتی که باهم دارند/نشانه ها دال را به مدلول پیوند می دهند/ مدلول مفهومی است که به وسیله ی دال به ذهن متبادر می شود/ رابطه ی دال و مدلول دلبخواهی است ( هر دال می تواند به هر مدلولی اشاره کند) / . واژه ها و مفاهیم معنایشان را بر اساس تفاوتی که با سایر واژه ها دارند کسب می کنند/ تقابل دوتایی ها ( مرد و زن)/ زبان نیروی اجتماعی فعال و پویا که جهان و ذهن را شکل می دهد
ویژگی های زبان قبل از دوسوسور
وسیله ای خنثی برای بازنمایی جهان بود/ کلمات یا دال ها معنایشان را از مفاهیمی که به ذهن ما متبادر می کنند می گیرند/ رابطه ی این همانی میان واژه و مفهوم برقرار بود
آثار لوی اشتراوس که سرآغاز انقلاب ساختاری بود
ساختارهای بنیادی خویشاوندی، مردم شناسی ساختاری، ذهن وحشی و خام و پخته
در دهه ی 1950 و 1960
انقلاب ساختاری جایگزینی برای اومانیسم اگزیستانسیال و جامعه شناسی گرایی مارکسیسم ارائه کرد
نظرات لوی اشتراوس
الگوبرداری از زبان شناسی ساختاری برای اندیشه ی اجتماعی/ زبان الگوی تمام پدیده های اجتماعی
جامعه از دید لوی اشتراوس
جامعه از نظر فرهنگی یا نمادین ابر زبان است
لوی اشتراوس خویشاوندی، اسطوره، مناسک، ازدواج ، پخت و پز و نظام های توتمی را چگونه تحلیل کرد؟
به مثابه سیستم هایی مرکب از واحدهای بنیانی ( شبیه به کلمات یا واج ها) تحلیل کرد، که معنایشان را از الگوهای تفاوت، به ویژه تقابل دوتایی و همبستگی، ناشی می شود
زبان از دید لوی اشتراوس
نه تنها نقش الگوی نهادهای اجتماعی خاص ( مانند ازدواج، خویشاوندی یا دین) را داشت، بلکه پارادایمی بود برای کل تلقی کردن جامعه/ ساختاریابی دوتایی زبان و جامعه نشانگر ساختارهای ثابت ذهنی که در نهایت در ذهن قرار دارند..
پژوهش اجتماعی ساختاری
به بررسی رابطه ی تفاوت و همبستگی میان واحدهای بنیانی پدیده ی اجتماعی می پردازد/ هدف آن کشف قوانین جهانشمولی است که بر عملکرد صورت های اجتماعی حاکم اند.
چه چیزهایی سامان دهنده ی جهان اجتماعی از دید اشتراوس هستند؟
ساختارهای ذهنی/عام/ ناخودآگاه/ ساماندهنده ی جهان اجتماعی اند
در کارهای آلتوسر و آثار اولیه ی فوکو
ترجیحات ساختارگرایانه ی روابط همزمانی بر در زمانی/ پویش های درون سیستمی بر گزارش های توالی، تحلیل ساختاری بر تحلیل تاریخ دیده می شود
زمینه های ظهور پساساختارگرایی
تجدید حیات فعالیت و کنشگری اجتماعی و تجربه ی امر اجتماعی به منزله ی امری سیال و قابل تغییر/ بی اعتنایی حزب کمونیست به شورش های دانشجوی 1968/ غفلت مارکسیسم آلتوسری از تحلیل جدی رخوت و خمودگی زندگی روزمره که بنیانی طبقاتی نداشت/ از دست رفتن جذابیت اگزیستانسیالیسم، مارکسیسم و ساختارگرایی
نشانه هایی که جنبش پساساختارگرایی آن ها را با هم تلفیق کرده چه بودند؟
نشانه های آشوب طلبانه ی اگزیستانسیالیسم، جدیت روشنفکرانه ی ساختارگرایی و فعالیت سیاسی مارکسیسم
شباهت ساختارگرایی با پساساختارگرایی در چیست؟
گرایشات ضد اومانیستی
ویژگی های پساساختارگرایی
تاکید بر واسازی به جای بازسازی/ خود منفصل و عقلانی ، جای خود را به ساختارهای گفتمانی یا زبانی داد که واحدهای بنیانی زندگی اجتماعی را تشکیل می دهند/ تاکید بر نقش زبان در شکلگیری ذهنیت فردی و نهادهای اجتماعی/
زبان در نظریه ی پساساختارگرا
معانی زبانی نقش عمده ای در سازماندهی خود، نهادهای اجتماعی و چشم انداز سیاسی دارند/ زبان موضع و محل اصلی تولید واقعیت های اجتماعی و تضاد سیاسی است./ زبان را به مثابه سیستمی می نگرد که معانی آن از رابطه یا نسبت های تفاوت و تقابل ناشی می شود/
تفاوت نظریه ی ساختارگرا با نظریه ی پساساختارگرا
ساختارگراها به دنبال الگوی زبانی واحدند ولی پساساختارگراها دنبال برجسته کردن الگوهای ذاتا بی ثبات زبانی و نظم اجتماعی اند
هدف واسازگرای پساساختارگری
نشان دادن این که تمامی ادعاهای شناسایی یا توجیه یک نظم، جامعه، دانش یا اخلاق، بر اساس چیزی ورای سنت ها یا اجتماعات با شکست روبه رو بوده است، در پس اراده ی به دانش، اراده به قدرت قرار دارد
پساساختارگرایی
انقلاب دائمی علیه اقتدار نه تنها علم و فلسفه بلکه کلیسا و دولت است. استراتژی زبانی و سیاسی او برای براندازی " واسازی" خوانده می شود
دریدا
اصلی ترین شخصیت پساساختاگرایی
آثار دریدا
گراماتولوژی، نوشتار و تفاوت و موقعیت ها
نقد دریدا به ساختارگرایان
همنظر با دوسوسور در اینکه معنای نشانه ناشی از رابطه ی تفاوتی است، اما ساختارگرایان به غلط فکر می کنند همینکه روابط مغایر استقرار یابند، معانی تثبیت می شوند. دریدا معتقد است معنای نشانه چند آوایی و متغیر است/ ساختارگرایان از معنای سیاسی و نظم زبانی و اجتماعی غلفت کرده اند/ دریدا با ایده ی تلاش برای کشف نظم حقیقت مخالف است از دید او تلاش برای شناسایی نظم ثابت محل تردید است.
نظر دریدا در مورد معنای نشانه ها
معنای نشانه چندآوایی و متعیر است، معنای نشانه ها ثابت نیست/ معانی یکی از مراکز تضادند چون دارای اهمیت اجتماعی و سیاسی اند
از نظر دریدا هرگاه گفته شود نظم زبانی یا اجتماعی امری ثابت است، یا معانی آشکار و ثابت تلقی می شوند این به چه معناست؟
این امر را به منزله ی اعمال قدرت یا نشانه ی قابلیت یک گروه اجتماعی برای تحمیل اراده اش بر دیگران از طریق تثبیت معانی تلقی کرد.
دریدا منطق پنهان اندیشه ی غربی را چه نامید؟
واژه مداری
دوگانه های دریدا که واژه ی نخست برتر و واژه ی دوم مشتق از اولی و فروتر است
گفتار/ نوشتار، حضور/ غیبت، معنا/ فرم، روح/ جسم، مردانه/ زنانه، مرد/ زن، حقیقی/استعاری، طبیعت/ فرهنگ، مثبت/ منفی، متعالی/ تجربی، علت/ معلول
تلاش دریدا در جهت چه بود؟
تضعیف دوگانه انگاری های سلسله مراتبی ای که جایگاه رفیعی در فرهنگ غرب دارند
دوگانه هایی که فروید آن ها را معکوس کرد
آگاه/ ناآگاه، سالم/ دیوانه، حقیقی/ خیالی، تجربه/ رویا
واسازی در نظریه ی دریدا و پیروانش به چه معناست؟
نوعی تحلیل متن که محدوده های معنای درون متن را مشخص می کند تا بدین وسیله تفاوت های درون متن را کشف کند، نحوه ای که متن قادر به گفتن آنچه مد نظر دارد نیست
ویژگی های مشترک نظام خویشاوندی و نظام واج شناسی از دید اشتراوس چه هستند؟
هر دو نظام مند هستند/ در هر دو نظام اجزا و عناصر منفرد برمبنای تفاوتشان با یکدیگر در نظام مشخص می شوند/هر دو نظام نقش ساختارهای ناخودآگاه را ایفا می کند / هر دو تحت کنترل قواعد عام هستند
توتمیسم از دید اشتراوس
نوعی رمز است که عمده ترین کارکرد آن نشان دادن تفاوت های اجتماعی از راه قیاس با جهان طبیعی است
اشتراوس سه مرحله از اومانیسم غربی را چه نامید؟
اومانیسم رنسانسی/ بورژوازی/ دموکراتیک
نظر اشتراوس در مورد اومانیسم غربی چیست؟
با پذیرش نفع شخصی به عنوان ایده و اصل اساسی خود از همان بدو پیدایش دچار تباهی شده است
از دید دریدا بدیل ساختارگرایی چیست؟
بدیل ساختارگرایی بازگشت به اومانیسم نیست بلکه تایید خود "بازی" و لذا تفسیری جدید از تفسیر است: " تایید دنیایی از نشانه ها که فاقد کذب، حقیقت و بنیان است/ همان چیزی است که دریدا از واسازی مد نظر دارد