Level 26 Level 28
Level 27

طراحی پژوهش های اجتماعی از نورمن بلیکی


24 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
بلیکی با استفاده از کدام مفهوم کاپلان مرحله ی برنامه ریزی پژوهش اجتماعی را توضیح می دهد؟
منطق پیش بینی
بلیکی با استفاده از کدام مفهوم کاپلان مرحله ی اجرای پژوهش اجتماعی را توضیح می دهد؟
کاربرد منطق
بلیکی با استفاده از کدام مفهوم کاپلان مرحله ی گزارش پژوهش اجتماعی را توضیح می دهد؟
منطق بازسازی شده
هستی شناسی به چه معناست؟
از نظر فلسفی علم یا مطالعه ی هستی، به طور کلی داعیه ها و مفروضاتی که درباره ی ماهیت واقعیت اجتماعی وجود دارد./ داعیه هایی درباره ی اینکه چه چیزی وجود دارد، چگونه به نظر می رسد، از چه عناصری تشکیل می شود و این عناصر چگونه با یکدیگر تعامل دارد
مفروضات هستی شناسی چیست؟
به چیزهایی مربوط است که ما فکر میکنیم واقعیت اجتماعی از آن ها ساخته شده است.
معرفت شناسی به چه معناست؟
از نظر فلسفی، نظریه یا علم روش یا مبانی کسب معرفت/ به طور کلی به داعیه ها یا مفروضاتی مربوط می شود که درباره ی راه های ممکن کسب معرفت به واقعیت اجتماعی اند. صرف نظر از هر معنایی که واقعیت اجتماعی دارد/داعیه هایی درباره ی این امر که چگونه می توان چیزی را که وجود آن پذیرفته شده است، شناسایی کرد.
معرفت شناسی مرکب از اندیشه هایی درباره چه مسائلی است؟
چه چیزی را می توان معرفت محسوب داشت؟/ چه چیزی را می توان شناخت؟/ و چنین معرفتی باید با چه معیارهایی تطبیق کند تا بتوان آن را معرفت نامید و نه یک عقیده
تدوین طرح پژوهش چه نوع فرآیندی است؟
فرآیندی چرخشی
تفاوت طرح پژوهش و پیشنهاد پژوهش از نظر مخاطب
مخاطب طرح پژوهشی مرجع خاصی نیست. مخاطب پیشنهاد پژوهش دانشگاه ها و موسسه های پژوهشی هستند/ طرح پژوهش یک سند عمومی نیست اما پیشنهاد پژوهش یک سند عمومی است
عوامل موثر بر انتخاب موضوع پژوهش
انگیزش ها/ ادبیات/ محدودیت ها
فنون تقلیل داده ها در روش های کمی
تعیین مقوله ها/کدگذاری/ ترکیب داده ها در یک سنجه ترکیبی مثل یک شاخص یا یک مقیاس/ تحلیل عاملی
فنون تقلیل داده ها در روش های کیفی
کدگذاری باز و مضمونی در نظریه داده نگر/ برساختن سنخ شناسی ها در استراتژی های پژوهشی استفهامی/ اما باید توجه کرد که امکان جدا ساختن تقلیل داده ها از تحلیل داده ها وجود ندارد – گردآوری، تقلیل و تحلیل داده ها می توانند در فرایندی چرخه ای در هم بیامیزند
فنون تحلیل داده های کمی
توصیف/ پیوستگی: میزان هم تغییری تغییرات دو متغیر/ علیت: تحلیل عامل، تحلیل مسیر و رگرسیون / استنباط: برآورد ویژگی های جمعیت از نمونه، مشخص کردن اینکه آیا روابط یا تفاوت های مشاهده شده در نمونه در جامعه نیز وجود دارد؟
فنون تحلیل داده ها در روش کیفی استقرای تحلیلی
تعریف پدیده ای که بناست تبیین شود/ فرمول بندی یک فرضیه/ یک مورد مطالعه و بررسی فرضیه/ اگر فرضیه انطباق نداشت فرمول بندی دوباره فرضیه یا تعریف دوباره پدیده/ به دست آمدن قطعیت عملی با چند مورد اندک شمار/ انقدر مطالعه موارد، بازتعریف پدیده و فرمول بندی فرضیه تکرار می شود تا رابطه ای عام و کلی محزر شود
فنون تحلیل داده ها در روش کیفی نظریه داده نگر
پروراندن مقوله ها/ اشباع مقوله ها با افزایش نمونه/ انتزاع فرمول های کلی/ تعمیم اولیه/ برقراری ارتباط میان مقوله ها/ کشف دلالت های نظری از دستگاه های نظری موجود/ آزمون روابط به دست آمده/ به بیان کلی فرایند مستمر گردآوری داده ها، تحلیل داده ها و برساختن نظریه
فعالیت اصلی در تحلیل داده های کیفی
کدگذاری باز: تجزیه، بررسی، مقایسه، مفهوم سازی و مقوله بندی داده ها/ کدگذاری محوری: یافتن روابط میان این مقوله ها و زیرمقوله ها
دلمشغولی های پژوهشگران کمی
سنجش دقیق مفاهیم/ تعیین علیت/ تعمیم دهی/ تکرارپذیری/ تمرکز بر افراد – یک واقعیت جمعیت شناختی/
دلمشغولی های پژوهشگران کیفی
استفاده از دیدگاه کنشگران اجتماعی/ توصیف فربه/ تمرکز بر فرایندهای اجتماعی/ پذیرش رهیافت انعطاف پذیر/ پروراندن مفاهیم و نظریه/
مشاهده گر همدل
پژوهشگر خود را به جای کنشگر می گذارد/ درک معنای ذهنی کنشگران/ تفهم
گزارشگر وفادار
گزارش روش زندگی کنشگران/ کنشگران باید بتوانند به زبان خود سخن بگویند/ فرورفتن در زندگی طبیعی و روزمره کنشگران/ طبیعت گرایی/ مطالعه پدیده ها در حالت طبیعی آنها/ شوتز این امر را در اصل کفایت خود مطرح کرد/ پژوهشگر باید تمامیت پدیده را حفظ کند/ اعتباربخشی اعضا یا وارسی اعضا باید انجام شود یعنی همانطور که شوتز گفت کنشگر باید بتواند خود را در تعابیر دانشمند اجتماعی بازشناسی کند
میانجی زبان ها
پژوهشگر میانجی زبان های عامیانه روزمره و زبان فنی علوم اجتماعی است/ صدای پژوهشگر در تعابیر وی حاضر است و او از جامعه منفصل نیست
شریک متفکر
نزدیک به نظریه انتقادی/ پژوهشگر شریک متفکر کنشگر است و او را در رهایی از ستم یاری میدهد/ هابرماس می گوید که پژوهشگر باید توهم عینی گرایی را کنار بگذارد و واقعیت را در یک فرایند گفت و گویی با زیست جهان فهم کند/ رابطه پژوهشگر با موضوع رابطه ذهن با همقطار است
جانبداری آگاهانه
نزدیک به موضع فمنیست ها/ پژوهشگر آگاهانه از زنان یا موضوعات هدف جانبداری می کند/ فرایند پژوهش یک فرایند آگاهی بخش است هم برای زنان و هم برای پژوهشگر/ پژوهشگر در مبارزات زنان هم شرکت می کند و هم در طی مبارزه تغییر می کند/ آگاهی بخشی یعنی اموزش درک تناقض ها و تعارضات اجتماعی و عناصر ستمگرانه
تسهیل کننده گفت و گو
نزدیک به دیدگاه پست مدرن هاست/ از نقش میانجی زبانها و شریک متفکر ایده گرفته است/ پژوهشگر می کوشد تاثیر خود را کمرنگ کند و بگذارد صداهای مختلف در تحقیق به گوش برسد/ به جای صدای واحد چندین صدا به گوش می رسد/