Level 2 Level 4
Level 3

کارل مارکس


7 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
سه موضع گیری مجزای مارکس در مورد دولت از قول لیوی و اولیری
مدل ابزاری: دولت عامل سرکوب طبقه کارگر در مقابل استثمار – قدرت اقتصادی به سادگی به قدرت سیاسی تبدیل شده و بورژوازی از طریق آن بر طبقات فرودست حکومت می کند/ مدل داوری: دولت از منافع بورژوازی استقلال نسبی دارد – علی رغم استقلال نسبی دولت، در نهایت قدرت اقتصادی به قدرت سیاسی تبدیل شده و در نهایت دولت از بورژوازی حمایت می کند/ مدل کارکردگرایانه: دولت روبنایی است که ماهیت آن کاملا به وسیله تغییر در زیربنای اقتصادی جامعه تعیین می گردد
رابطه امپریالیسم و سرمایه داری از نظر مارکس
امپریالیسم به ناگزیر ملازم سرمایه داری است/ سرمایه داری به ناچار مرزهای ملی را از سر راه برخواهد داشت زیرا به گسترش تولید نیاز دارد/ سرمایه داری به ایجاد نظمی جهانی کمک می کند/ سرمایه داری دولت را برای گسترش تجارت آزاد، و رشد اقتصادی به خدمت گرفته و برای ایجاد فضای بین المللی کسب و کار به دولت فشار وارد خواهد کرد / در نهایت اتحاد با کشورهای دیگر، حمایت از رژیم آنها یا مخالفت حتی نظامی با دولت آنها، ناگزیر از سوی دولت برای حفظ سرمایه داری انجام خواهد شد
موضع دوگانه مارکس در قبال امپریالیسم
از آن به خاطر نابودی فرهنگ های ملی، تخریب محیط زیست استثمار کشورهای فقیر ناراضی بود/ از سوی دیگر آن را به خاطر رشد صنعت و شهرنشینی و سکولار کردن فرهنگ های بومی عقب مانده ضروری می دانست
مفهوم کلیدی نظریه اجتماعی مارکس
کار
نگرش مارکس به نظریه اجتماعی در تضاد با نظریه پردازان همعصر خود
مارکس برخلاف ایده علم طبیعی کنت و دورکیم، یا آرمان بی طرفی ارزشی وبر، نظریه اجتماعی را متعهد به افزودن بر آزادی بشر می دانست/ هدف نظریه آشکار کردن موضع تضاد و ارائه چشم اندازی از تحولات اجتماعی بود/ نظریه بایست از طریق اصلاح دیدگاه های عاملان تغییر، خود عامل تغییر باشد
منظور از نقد درونی از نظر مارکس چیست؟
جوامع می بایست براساس آرمان ها و وعده های خودشان ارزیابی شوند/ مثلا سرمایه داری مورد نقد است زیرا آرمان های آزادی، برابری و عدالت که برای توجیه آن به کار می روند، با واقعیت استثمار و حاکمیت طبقاتی آن در تضادند
بت وارگی کالا / طلسم انگاری کالا
مکانیسمی که طی آن، روابط بین انسان ها در اقتصاد بازاری، شکل و شمایل روابط بین اشیا یعنی روابط بین کالاها را پیدا کند/