Level 40
Level 41

Bonus Level


344 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
tertiary education
آموزش دانشگاهی
background
زمینه , سابقه
for instance
برای مثال
vividly
به وضوح
praise
تحسين ،پرستش ،تمجيد وستايش کردن
Prize
جايزه
imitative
تقلیدی
ditch
گودال
attorney
وکیل
shack
کلبه
greedy
طمع کار
dice
تاس
annulled
ابطال شده
annulment
ابطال
buffet
بوفه
blur
تیرگی
chapel
کلیسای کوچک
venue
محل
impartial
بی طرف
chorus
گروه کر
costume
جامه ،لباس محلى
identical
برابر،همانند،يکسان ،همان ،مساوى
mud
لجن ،گل الود کردن ،تيره کردن ،افترا
scrub
مالش دادن
hilarious
خنده دار
policy
خط مشی
lobster
خرچنگ دریایی
entice
فریب دادن
sheer
صرف ،محض ،خالص ،تند،مطلق ،بطورعمود،يک راست ،پاک ،بکلى
seclude
جدا کردن ،مجزا کردن ،منزوى کردن ،گوشه انزوا اختيار کردن ،منزوى شدن
pervert
منحرف
hoot
بوق زدن
scheme
(نقشه)،پروژه( پيش افکند)،برنامه ،ترتيب ،رويه ،تدبير،تمهيد،نقشه طرح کردن ،توطئه چيدن
obligated
مکلف
integrity
يکپارچگى ،درستى ،امانت ،راستى ،تماميت ،بى عيبى ،کمال
litigious
دعوا
twig
:)n.(شاخه کوچک ،ترکه ، :)vt.(فهميدن ،ديدن
strolling
قدم زدن
obsessed
غرق
irrational
غیر منطقی
sophisticated
خبره وماهر،مشگل وپيچيده ،درسطح بالا،مصنوعى ،غير طبيعى ،تصنعى
mustard
خردل
lousy
لوس
controversial
بحث برانگیز
squishy
خجالتی
disposal
the action or process of throwing away or getting rid of something.
bunny
خرگوش کوچک
biceps
عضله دو سر
flexed
انعطاف پذیر
subletting
اجاره بها
bribe
رشوه دادن
ethical
اخلاقی
pinch
نیشگون گرفتن
bulging
برآمدگی
slick
نرم و صاف
bum
ماتحت
intended
مورد نظر
meadow
چمنزار
deed
،مدرک ،کردار،کار،سند،باقباله واگذار کردن
meddle
دخالت کن
crank
میل لنگ
notch
بریدگی
intrigue
دسيسه کردن ،توطئه چيدن ،فريفتن
incident
حادثه
ashtray
زیر سیگاری
urinal
ادراری
crap
چرندیات
rope
طناب
slack
سستی
sabbatical
فرصت مطالعاتی
weed
هرزگياه ،دراز و لاغر،پوشاک ،وجين کردن ،کندن علف هرزه
sprout
جوانه
plummet
سقوط
gossip
شایعات
gullible
زود باور
whiny
غر زدن
meddle
دخالت کردن
eviction
تخلیه
essay
انشا
donation
کمک مالی
fur
خز
mink
راسو
shivering
لرزیدن
inflamed
ملتهب
attenuation
میرایی
fluctuation
نوسان
deposit
سپرده
evident
مشهود
interpret
تفسير کردن ،ترجمه کردن ،ترجمه شفاهى کردن
contemporary
معاصر،همزمان ،هم دوره
deer
گوزن
prevalent
رایج
foosball
فوتبال دستی
retract
پس گرفتن
mentor
مرشد
devoid
تهى ،عارى ،خالى از( معمولا با)of
sentiment
احساس ،عاطفه ،تمايل ،نيت ،مقصود،ضعف ناشى از احساسات ،احساساتى
recipe
دستور آشپزی
parade
رژه
betrayal
خیانت
taint
لکه دار کردن
well
چاه
subsequent
پيروى ،پس ايند،بعدى ،پسين ،لاحق ،مابعد،ديرتر،متعاقب
plain
جلگه,دشت
integral
کامل,صحیح,انتگرال
implement
پیاده سازی
affinity
قرابت
disguise
استتار،پوشش ،تغيير قيافه دادن ،جامه مبدل پوشيدن
contribute
اعانه دادن ،شرکت کردن در،همکارى وکمک کردن
cessation
توقف
detachment
کناره گیری
welfare
رفاهيت ،کمک ،توجه کردن ،رعايت کردن خدمات اجتماعى ،اسايش ،رفاه ،سعادت ،خيريه ،شادکامى
compromise
به خطر افتادن
porous
متخلخل,porosity
laden
مملو
sediment
رسوب
imply
دلالت داشتن ،مطلبى را رساندن ،ضمنا فهماندن
infer
نتیجه گیری
paraphrase
تفسیر
stew
خورشت
conduct
سيره ،جريان ،انتقال دادن انجام دادن ،رفتار کردن رهبرى کردن ،کردار،اجرا کردن
mole
خال
ironic
کنایه آمیز
nudge
با ارنج زدن,اشاره کردن
razor
تیغ
substantial
قابل توجه
territory
منطقه ،سرزمين ،خاک ،خطه ،زمين ،ملک ،کشور،قلمرو
contend
ستيزه کردن ،مخالفت کرده با،رقابت کردن ،ادعا کردن
ambition
هدف - آرزو
criticize
انتقاد کردن
artillery
توپخانه
barrage
رگبار
characterized
مشخص شده
confidential
محرمانه
unprecedented
بی سابقه
ruin
خراب کردن
commitment
تعهد
dupe
ادم گول خور،ساده لوح ،گول زدن
compensate
جبران کردن
promulgated
اعلام شده
accomplish
انجام دادن
blow
To move with force, as in air دميدن
accumulate
روى هم گذاشتن ،جمع کردن ،جمع شده ،جمع شونده ،اندوختن ،رويهم انباشتن
ridge
،تپه ماهور،برامدگى ،لبه ،خط الراس ،خرپشته ،نوک ،مرز بندى کردن ،شيار دار کردن
delicate
ظريف ،خوشمزه ،لطيف ،نازک بين ،حساس
necessitates
ضروری می کند
livestock
دام
trampling
زیر پا گذاشتن
pulverization
پودر شدن
dissolve
اب کردن ،گداختن ،فسخ کردن ،منحل کردن
rigorously
دقیق
cetacean
any of various types of mammal, such as the whale, that live in the ocean like fish
porpoise
گرازماهی
mammal
پستاندار
gill
آبشش
streamline
ساده کردن
hind
عقب
disguise
استتار،پوشش ،تغيير قيافه دادن ،جامه مبدل پوشيدن
affinity
قرابت
otter
سمور
pinniped
پنجه ای
walrus
گراز دریایی
limb
سوهان کارى ،جلاکارى کردن ،عضو بدن ،دست يا پا،بال ،شاخه ،قطع کردن عضو،اندام زبرين ،اندام زيرين
envision
تجسم , رویایی بودن
marine
دریایی
bridge
اتصال دادن
archaeologist
باستان شناس
jaw
فک
locomotion
جابجایی
propulsion
پیشرانه , نیروی محرکه
arcade
گذرگاه طاقدار
parlor
سالن
phonograph
گرامافون
roughly
تقریباً
admission
پذیرش
spectacle
تماشا،منظره ،نمايش ،(درجمع )عينک
lantern
فانوس
marvel
چيز شگفت ،شگفتى ،تعجب ،اعجاز،حيرت زده شدن ،شگفت داشتن
minuscule
کوچک
meteoric
هواشناسی
soak
خیس خوردن
glacial
یخبندان
percolating
مشبک ، نفوذ کردن
porous
متخلخل
lava
گدازه ،توده گداخته اتشفشانى ،مواد مذاب اتشفشانى
crevice
شکاف
cling
چسبیده ، وفادار بودن
speculation
حدس و گمان
attribute
مشخصه ،ويژگى ،نشان ،خواص ،شهرت ،افتخار،صفت ،نسبت دادن ،حمل کردن( بر)
rite
فرمان اساسى ،مراسم ،تشريفات مذهبى ،اداب
costume
جامه ،لباس محلى
conception
دریافت، آبستنی
aesthetic
،زیبایی شناسی،وابسته به زيبايى ،مربوط به علم( محسنات)،ظريف طبع
efficacious
کارآمد
feat
کار برجسته ،شاهکار،کار بزرگ ،فتح نمايان
elaborate
ساخت استاد،پرکار،استادانه درست شده ،بزحمت درست شده ،به زحمت ساختن ،داراى جزئيات ،بادقت شرح دادن
narrator
راوی
impersonation
جعل هویت
admiration
تحسین
virtuosity
فضیلت
antecedents
پیشینیان
scholars
عالمان
confront
روبرو شدن با،مواجهه دادن
penchant
تمایل
detached
جدا
deviation
انحراف
norm
نرم ،شيوه ،هنجار،اصل قانونى ،قاعده ،ماخذ قانونى ،مقياس يا معيار،حد وسط،معدل
prosperity
سعادت
vegetation
زندگی گیاهی
shrub
درختچه
herbs
گیاهان
tropics
مناطق گرمسیری
subtropics
مناطق نیمه گرمسیری
deciduous
برگریز
latitude
عرض جغرافيايى ،ازادى عمل ،وسعت ،عمل ،بى قيدى
ridge
،تپه ماهور،برامدگى ،لبه ،خط الراس ،خرپشته ،نوک ،مرز بندى کردن ،شيار دار کردن
prone
حالت درازکش ،در معرض ،متمايل ،مستعد،مهيا،درازکش ،دمر
ultraviolet
فرابنفش
graze
چراندن
ibex
چرند ، بز کوهی
shoots
شاخه ها
bud
غنچه ،تکمه ،شکوفه کردن ،جوانه زدن
bare
بدون روکش ،بدون روپوش ،لخت ،عريان
moose
گوزن شمالی
moss
باخزه پوشاندن ، خزه
lichen
گلسنگ
prostrate
سجده کردن ، به خاک افتادن
crash cushion
، کوسن،ضربه گیر ، کیسه ایمنی
striking
قابل توجه، برجسته، موثر
rigor
سخت گیری
equatorial
استوایی
enclose
محصور کردن
grow, grew, grown
رستن ،روييدن ،رشد کردن ،سبز شدن ،بزرگ شدن ،زياد شدن ،ترقى کردن ،شدن ،گشتن ،رويانيدن ،کاشتن
growth
رشد
aspiration
تنفس ، آرزو
delight
خوشى ،شوق ،ميل ،دلشاد کردن ،لذت دادن ،محظوظ کردن
complement
متمم ، کامل کردن
downward
رو به پایین
ease
سهولت
igloo
کلبه اسکیموها
adobe
خشت
permanence
ماندگاری ، دوام
arduous
دشوار،پر زحمت ،پرالتهاب ،صعب الصعود
piling
ستون بندی
ruins
خرابه ، آوار
segment
بخش ، قطعه
depletion
تخلیه
aquifer
آبخوان
rancher
گله دار ، دامدار
wheat
گندم
accumulate
روى هم گذاشتن ،جمع کردن ،جمع شده ،جمع شونده ،اندوختن ،رويهم انباشتن
well
چاه
ensuing
متعاقب آن
onward
به جلو
sorghum
ذرت خوشه ای
negligible
قابل اغماض ،ناچيز،جزئى ،بى اهميت ،قابل فراموشى
virtually
عملا
replenish
دوباره پر کردن
acreage
سطح زیر کشت
incentive
محرک ،انگيزه ،فتنه انگيز،اتش افروز،موجب ،مشوق
grandiose
با شکوه ، پر اب و تاب
tenfold
ده برابر
capillarity
موئینگی
boom
رونق
climax
به اوج رسیدن ، اوج
cumulative
تراکمى ،تجمعى ،انباشته ،يکجا،جمع شونده
pond
تالاب،برکه
invasion
استيلاء،تاراج ،تجاوز،تک يورش ،تاخت و تاز،هجوم ،تهاجم
pest
طاعون ،بلا،افت ،مايه ازار واسيب
disturbance
اختلال
likewise
بهمچنين ،چنين ،نيز،هم ،بعلاوه ،همچنان
pale
کمرنگ ،رنگ رفته ،بى نور،رنگ پريده شدن
allocation
تخصیص
prairie
چمنزار،مرغزار،فلات چمن زار
mule
قاطر
marshy
باتلاقی
plain
دشت
inhibit
مهار کردن ،ممنوع کردن
meadow
علفزار
browse
مرور کردن ، چریدن
huckleberry
درخت زغال اخته
herb
گیاه
dormancy
خوابیدن
compensation
جبران خسارت
hibernate
خواب زمستانی
bushy
پرپشت
cedar
سرو
arboreal
درختکاری
fodder
علوفه
bemoan
غم انگیز ، گریه کردن
succulent
شاداب
frontier
سرحد،خط فاصل ،مرزى ،صف جلو لشکر
circumstances
موقعیت
elk
گوزن
expedition
تسريع ،سفر،اردوکشى ،هيئت اعزامى
botanical
گیاه شناسی
fort
برج وبارو،حصار،قلعه ،دژ،سنگربندى کردن ،تقويت کردن ،قوى
picturesque
زیبا ،خوش منظره
extermination
نابودی
bode
حاکی بودن از
worsen
بدتر کردن ،بدتر جلوه دادن
plight
گرفتاری
encroach
دست اندازی کردن
wilderness
بيابان ،صحرا،سرزمين نامسکون و رام نشده
rebound
دوباره بجای اول برگشتن
predator
غارتگر،يغماگر،تغذيه کننده از شکار
cougar
گربه وحشی پشمالو
lynx
سیاهگوش
profound
عميق ،ژرف
restoration
ترمیم ، بازگرداندن
vine
درخت مو،تاک ،تاکستان ايجاد کردن
maple
افرا
affair
امر،کاروبار،عشقبازى(با جمع هم ميايد
carving
کنده کاری
crude
خام ،ناپخته ،زمخت
slab
تخته سنگ
cliff
ديواره ،تندان ،پرتگاه( کناردريا)،پرتگاه ،تخته سنگ ،صخره
backdrop
پس زمینه
Seek, Sought, Sought
گشتن ،جستجو کردن ،جوييدن ،طلبيدن ،پوييدن ،طلب کردن ،پيگردى کردن
spear
نيزه ،بانيزه زدن
herd
رمه ،گله ،جمعيت ،گرد امدن ،جمع شدن ،متحد کردن ،گروه
explicitly
صریحاً
conducted
انجام شده
cattle
احشام واغنام ،گله گاو
bovine
گاو خوی
horn
شاخ ،بوق ،شيپور
tusk
دندان دراز وتيز،دندان نيش اسب ،دندان عاج فيل ،دندان گراز حيوانات ،(بادندان )سوراخ کردن يا کندن
mammoth
ماموت
engraving
حکاکی
accumulate
روى هم گذاشتن ،جمع کردن ،جمع شده ،جمع شونده ،اندوختن ،رويهم انباشتن
decompose
تجزیه شدن
dissolved
محلول
decay
تلاشى ،از بين رفتن ،ضعيف شدن ،پوسيدن نقصان ،تجزيه ،پوسيدگى ،فساد،زوال ،خرابى ،پوسيدن ،فاسد شدن
permanent
دائمی
derrick
برج چاه کنی
dismantle
از بین بردن
spout
فواره زدن
gusher
چاه خودجوش
refinery
پالایشگاه ،تصفیه خانه
kerosene
نفت سفيد
dye
رنگ کردن يا خوردن ،رنگ زنى ،رنگ
fertilizer
کود
hostile
خصومت آمیز
gently
به آرامی