Level 30 Level 32
Level 31

etc


207 words 0 ignored

Ready to learn       Ready to review

Ignore words

Check the boxes below to ignore/unignore words, then click save at the bottom. Ignored words will never appear in any learning session.

All None

Ignore?
temporary
موقت ، زود گذر ، آنی
present continuous
حال استمراری
permanent
دائمی ، ثابت ، پایدار
simple present
حال ساده
leave
ترک کردن ، گذاشتن ، رها کردن ، مرخصی
land
نشستن ، زمین ، خشکی ، خاک
arrive
رسیدن
sometimes
بعضی اوقات ، گاهی اوقات ، به ندرت
seldom
بسیار کم ، خیلی کم ، به ندرت ، جسته و گریخته
barely
به ندرت ، به سختی
occasionally
بعضی اوقات ، گاه و بیگاه
hardly-ever
به ندرت ، به سختی همیشه
often
اغلب ، بارها ، غالبا ، خیلی اوقات
drop off
رساندن ، مردن ، رها کردن ، به خواب رفتن
conflicts
مشاجره ، درگیری ، برخورد
constantly
بطور مداوم ، دائما
monitor
نظارت ، دیدبانی کردن
shoplifter
جسن بلند کن ، دزد مغازه
pickpocket
جیب بر
kidnapper
بچه دزد ، دزد انسان
thief
سارق منزل
robber
دزد طلا و بانک و ... ، سارق مسلح
embezzler
اختلاس کننده
neglect
غفلت ، اهمال ، سرسری
disaster
فاجعه ، مصیبت
promote
ارتقاع ، ترفیع دادن ، ترویج کردن
deprive
محروم کردن ، سلب کردن ، بی بهره کردن
culture
فرهنگ ، تمدن
degradation
تنزل ، پستی ، تنزل رتبه ، فرسایش
destruction
تخریب ، انهدام ، ویرانی
belittle
کسی را کوچک کردن ، تحقیر کردن ، کم ارزش کردن
political
سیاسی
upheaval
قیام ، طغیان ، انقلاب
land degradation
فرسایش زمین
don't chew your nails
ناخن ها تو نجو
come and sit on my lap
بیا رو پام بشین
you may slip
ممکنه سر بخوری
nuts to you
خاک تو سرت
slow poke
کند دست ، آدمی که آهسته رانندگی می کنه
shake your leg
یه حرکتی بزن ، یه تکونی بخور
Pull up your socks
یه تکونی به خودت بده ، جوراب هات رو بالا بکش
lift it up
برش دار - وسیله سنگین -
put it down
بزارش زمین
pick it up
بلندش کن ، برش دار
it's no no
این ممنوعه - نه نه
the floor is slippery
کف زمین سره
it is scary
ترسناکه
shall I serve you?
براتون بکشم؟
shall I pour you a cup of tea?
براتون یه چای بریزم؟
don't spill water
آب نریزی
say when
هر وقت بس شد بگو
I'm full
پرم ، سیرم
I have had a lot
زیاد خوردم
burp
آروغ زدن
cut the class
کلاس رو ول کردن
fall behind the students
از دانش آموزان عقب ماندن
boo
پخ ، هو کردن ، اظهار تنفر
keep your word
سر قولت باش ، روحرفت بایست
watch out
مراقب باش
steady
مواظب باش ، ثابت ، مداوم ، پیوسته
be careful
دقت کن
I'm all ears
من سر تا پا گوشم
what are you doing?
چیکار می کنی؟
peel
پوست کردن
let me peel it
بزار پوست بکنم
I'm ripped off
پاره شدم ، توی پاچم کرد
take me to ...
منو ببر به ...
tit for tat
این به اون در
today is not my day
امروز روز من نیست
you have made my day
روز منو ساختی
I have lost my train of thought
رشته افکارم پاره شد
out of sense
توی باغ نبودن
out of picture
توی باغ نبودن ، حواس پرتی
Splitting big headache
سردرد شدید
it give me pain
اینجام درد می کنه
I feel my head twice
من سردرد شدید دارم ، دوبار سرم را حس می کنم
I feel dizzy
احساس سرگیجه داردم
I feel faint
احساس غش می کنم
I feel vomit
حالت تهوع دارم
tough
صبور ، سخت ، محکم ، دشوار
bookworm
خرخون ، مطالعه زیاد
movie buff
خوره فیلم
get off my back
دست از سرم بردار
good catch
خوب مچم رو گرفتین ، خوب گرفتن
grab my hand
دستم رو بگیر
what can I wear
چی بپوشم
bon appetit
نوش جان
I'm kidding
شوخی کردم
I'm teasing you
دارم اذیتت می کنم - شوخی می کنم
stop pulling my leg
سر به سر من نذار
take it
بگیر
sock
جوراب
fist
مشت ، با مشت زدن ، با مشت گرفتن
buff
پوشاننده گردن و دهان ، گاو وحشی ، بوفالو ، چرم گاو میش
ripped
پاره کردن ، شکافتن ، دریدن
headache
سر درد ، درد سر
pull
کشیدن ، کندن ، کشیدن دندان
teasing
اذیت کردن
take it easy
سخت نگیر
YOLO
تنها یک بار زنگی می کند
you only live once
YOLO = ?
Use it or lose it
یا استفاده کن یا از دستش بده
there is power cut
برق ها رفت ، قطع برق وجود دارد
power cut
قطع برق
avert your eyes
چشمات رو درویش کن ، از چشم هات دوری کن
avert
جلوگیری کردن ، برگرداندن ، منحرف کردن ، بیگانه کردن
obsolete
منسوخ ، کهنه ، قدیمی ، دمده ، از کار افتاده
pop your balloon
بادکنک خودتو بترکون
pat your balloon
به بادکنکت بزن ، بادکنک رو حرکت بده
cutting-edge
مجهز به جدیدترین تکنولوژی
state-of-the-art
آخرین مرحله در توسعه محصول ، شامل جدیدترین ایده ها و ویژگی ها ، محصولی که جدیدترین تکنولوژی ها در آن بکار رفته است
well-oiled
جنس قدیمی که هنوز خوب کار میکنه ، روغن کاری شده
let's go potty
بیا بریم دستشویی
easy come , easy go
باد آورده رو باد میبره
take your time
عجله نکن
that's all we need
همینو کم داشتیم
don't lose your head
دستپاچه نشو
apple polisher
پاچه خوار ، چاپلوس
i'm not in the mood
حوصله ندارم
i buy it
قبول دارم
chill out
آروم باش
joking apart
از شوخی گذشته
don't rat me out
من رو لو نده
morning person
سحر خیز
good show
باریکلا ، آفرین
i'm your humble
کوچیک شما هستم
what a pity
حیف شد ، افسوس
i wasn't born yesterday
موهامو تو آسیاب سفید نکردم
pass
قبول شدن ، عبور ، گذر
fail
مردود شدن ، عدم موفقیت
killed my exam
خوب امتحان دادم
bomb my exam
امتحانم رو خراب کردم
low-key get together
مهمانی خودمانی
birthday bash
پارتی تولد
session
جلسه
techno-phobia
ترس از تکنولوژی
god bless you
خدا خیرت بده
god forbid
خدا نکنه ، حاشا
if god's willing
اگه خدا بخواد
snub-nose
دماغ رو به بالا ، دماغ کوتاه
have a nose in the air
مغرور بودن
bless you
عافیت باشه
please turn it down
لطفا صداش رو کم کن
he is out of luck
او بد شناسه ، اون شانس ندارد
he is lucky
او خوش شانسه
chill
لرز ، سرما ، خنک ، مایه دلسردی
humble
فروتن ، خاضع ، محقر
pity
حیف ، افسوس ، متاثر شدن ، ترحم ، همدردی
Sticker
برچسب
pencil case
جا مدادی
banana skin
پوست موز
jump rope
طناب بازی
thirsty
تشنه ، مشتاق ، عطش دار ، بی آب ، خشک
ping-pong table
میز پینگ پونگ
cartwheel
روی دستها و پاها چرخیدن
handstand
روی دستها ایستادن ، دست ها رو زمین پاها رو هوا
ambush
کمین ، دام ، کینگاه ، کمین کردن
enemy
دشمن
Chewing gum
آدامس ، سقز
care
مراقبت ، مواظبت ، سرپرستی ، توجه
tit
ضربه ، دختر یا زن ، ممه ، پستان
potty
کاسه ای که توسط کودکان کوچک به عنوان توالت استفاده می شود
flammable
قابل اشتعال ، قابل سوختن ، آتش گیر
ego
نفس ، خود ، ضمیر
guess
حدس ، گمان ، فرض ، تخمین
sneaker
کتانی ، کفش کتانی ، کسی که دزدکی راه میرود
certainly
قطعا ، حتما ، یقینا ، مطمئنا
damaged
آسیب دیده ، معیوب ، ضایع
deadline
ضرب الاجل
deal
معامله کردن ، سر و کار داشتن با
during
در حین ، در مدت ، در طی
hear
شنیدن ، گوش کردن ، درک کردن
thought
اندیشه ، نظر ، استدلال
great
عالی، خوب ، زیاد
away
دور ، کنار ، بیرون از
anyone
هر کسی
anymore
بیش از این ، دیگر
popular
محبوب ، مشهور
health
سلامتی ، تندرستی ، بهبودی
stood
ایستادن ، قرارگرفتن ، تحمل کردن
fall
زوال ، خزان ، آبشار ، افتادن ، سقوط کردن ، ریختن
seen
مشاهده کردن ، دیدن ، ملاقات کردن
strange
عجیب ، غریب ، بیگانه ، غیرعادی
discomfort
ناراحتی ، رنج ، زحمت
happened
رخ دادن ، اتفاق افتادن ، روی دادن
smiled
لبخند زدن ، خندیدن ، شگفتن
carry
حمل کردن ، بردن ، حمل و نقل کردن
necklace
گردنبند
until
تازمانی که ، تا وقتی که
monster
هیولا ، اعجوبه ، عفریت
ran
فرار کردن ، دویدن ، راندن
doll
عروسک ، دخترک ، زن زیبای نادان
since
از آنجا که ، چون که
Saturn
زحل
trouble
زحمت ، سختی ، مزاحمت آزار
had to
مجبور بودن ، باید
brought
آورده شده ، آوردن ، موجب شدن ، رساندن به
Turmeric
زرد چوبه
spice
ادویه
anise
رازیانه
bay leaf
برگ بو
black cumin
زیره سیاه
black pepper
فلفل سیاه
black mustard
خردل سیاه
cardamom
هل
cayenne pepper
فلفل هندی
chervil
جعفری